مطالع ودرج سوا كدامند
درجههاى سوا آنست كه منطقة البروج بسيصد وشست بخش راست كنند « 1 » وبهر برجى از آن سى رسد . وچون منطقة البروج بر قطب حركت نخستين نيست ، بر آمدن برجها ودرجهها بوقتهاى مختلف باشند .
چنانك با هر برجى ، از معدّل النّهار پارهاى برآيد خلاف آنچ با ديگر برجى برآيد .
پس مطالع برج يا درجههاى سوا كم از برج يا بيش از برج ، ازمانها باشند از معدّل النّهار كه باوى برآيند . وهمچنان مغارب برج يا درج سوا آنست كه با وى فرو شوند از أزمان معدّل النّهار . واين را بخطّ استوا مطالع فلك مستقيم يا مطالع كرهء منتصبه خوانند « 2 »
ومطالع هر چهار برجى « 3 » راست باشد « 4 » اگر بعدشان از نقطههاى اعتدال راست بود ، يكى سوى شمال وديگر سوى جنوب ، همچون حمل وحوت وميزان وسنبله ، كه بعد دو از نقطهء اعتدال ربيعى راست است وهمچون بعد دو ديگر از نقطهء اعتدال خريفي .
واندازهء مطالع هر چهار برج يكى است آنجا . ونيز مطالع ثور ودلو وعقرب وأسد يكى است ، ونيز مطالع چهار برج باقي هم از بهر آن . وهم بخطّ استوا مطالع هر برجى با مغاربش راست است . فامّا بجز خطّ استوا بدان جايگاه كه عرض دارند ، مطالع آن دو برج كه بعدشان از يكى نقطهء اعتدال بعينه راست بود ، يكى سوى شمال وديگر سوى جنوب چون حمل وحوت ، راست باشند وبس . چون ميزان وسنبله كه مطالعشان هرچند يكى است ولكن با مطالع حمل وحوت راست نهاند . ونيز مطالع هر برجى را اگر با مطالع نظيرش كه برج هفتم است از أو ، جمله كنى « 5 » ، اين جمله
هامش
( 1 ) - كند ، خد .
( 2 ) - ودر آفاق مايل مطالع أفق مايل ومطالع فلك مايل گويند .
( 3 ) - برج ، خد .
( 4 ) - باشند ، خ .
( 5 ) - خد ، جمله كنى راست بود واين جمله راست شود الخ . لفظ ( راست بود و ) در أول يا ( راست شود ) دوم حتما زياد است . زيرا در آفاق مايله مطالع هر برجى با نظيرش راست نيست اما مجموع مطالع . آنها مساوى مطالع فلك مستقيم است .