دايرهء بزرگ اوفتد از دايرههاى متوازى . هرگاه كه هر دو دايرهء بزرگ از قطب ايشان بيرون آمده باشد « 1 » . وقوسهاى متشابه همه خرد باشند يا يكى ازيشان بزرگ باشد وبس .
وايشان را متشابه ازان « 2 » خوانند كه نسبت همگان بدايرهاى خويش يكى باشد . اگر مثلا يكى سه يك دايرهء خويش باشد همگنان نيز همچنان سيك باشند از دايرهاى خويش .
شكل قطاع چيست
أو از چهار دايرهء بزرگ بجاى آيد كه هر دوى ازيشان بر يك نقطه بهم آمده باشند . وهمچنان بود چون سرانگشت ميانگى از هر دو دست يكى بر ديگر نهى وهر دو « 3 » سرانگشت غمّاز « 4 » بر ميانگاه انگشت ميانگى بنهى نمودهء أو آيد « 5 » .
هامش
( 1 ) - إذا دارت كرة على محورها دورانا معندلا قطعت جميع النقط الّتى على سطحها من مداراتها - المتوازية في الأزمان المتساوية قسيّا متشابهة ، شكل دوّم كرهء متحرّكه اطولوقس .
( 2 ) - بدان ، خد .
( 3 ) - خ ، هر دو ندارد .
( 4 ) - يعنى انگشت سبّابه .
( 5 ) - اواند ، خ .