پهلوى آن مربّع نبود كاندر وهمى باشد ولكن باندازههاى مختلف بود .
قطب ومحور چيست
قطب دايره از بهر كشيدن گوييم . واين آنست كه پيش أزين ياد كرديم كه أو بر پشت كره همچو نان باشد چون مركز مر دايرهء را كه بر بسيط بود . ونيز قطب از بهر حركت خوانيم . ازيراك كره بر خويشتن گردد وناچاره دو نقطه بر پشت أو ايستاده باشند برابر يكديگر همچنانك بر چرخ « 1 » حقّه گران بود . وآن خطّ كه اندرون كره از قطب تا قطب بپيوندد أو را محور خوانند وأو نيز همچنان ايستاده بود همچون دو قطب كه نهايت اويند هرچند كه كره همى گردد . « 2 »
منطقة حركت چيست
اين آن دايرهء بزرگ بود كه ميان دو قطب باشد كه حركت كره با ايشان راست بود . وز بهر آن أو را منطقه خوانند كه جاى كمر ميانگاه بود . وآن منطقه بر خويشتن گردد وسطح أو جز خويشتن رسم نكند « 3 » . فامّا ديگر دايرهها چون « 4 » كره گردد يا كره را همى رسم كنند « 5 » يا پارهاى را از أو مانندهء چنبردف .
مدارات كدامند
آن دايرههاى خرد كه بر پشت كره يكديگر را متوازى باشند .
قوسهاى متشابه كداماند
امّا بر سطحهاى راست آن باشند كه ميان دو خطّ راست اوفتند كه بيرون آمدن ايشان از مركز دايرههاى متوازى باشد سوى بزرگترين آن دايرهها . وامّا بر پشت كره قوسهاى متشابه آن باشد كه ميان دو
هامش
( 1 ) - خرخ ، خد .
( 2 ) - محور الكرة خطّ مستقيم ثابت ويدار الكرة عليه وقطباها طرفا المحور ، صدر مقالهء اوّل اكرثا وذوسيوس . محور الكرة هو قطره الّذى يدور الكرة عليه وهو ثابت وطرفاها قطباها ، صدر كرهء متحرّكهء اطولوقس .
( 3 ) - خ ، رسم ندارد .
( 4 ) - كه چون ، خ .
( 5 ) - همى كشد ، حص .