تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
نبينى كه اگر اين نسبت ميان مقدارها مثلا نيمه باشد ، نخستين از دوم نيمه باشد واز سوم نيمهء نيمه تا اين نيم دوباره گفته آيد . ونسبت از چهارم نيمهء نيمهء نيمه باشد . اين نيمه را سه‌بار گفته آيد . ونزديك پنجم چهار بار . وهمچنان اگر نسبت اين نيمه نباشد ولكن سه يك يا چهار يك يا ديگر چيزى از اجزا واضعاف .

نسبت مؤلّف كدام است

اين مؤلّف اى بهم كرده ، همچون مثنّاة بالتّكرير باشد . ولكن آن از دو نسبت هاموار است چون نيمهء نيمه . واين از دو نسبت مختلف است مثلا چون چهار يك وپنجيك . واين چنانست كه نسبت ميان دو اندازه باشد . وانگه ميان ايشان اندازهء سوم نهى از جنس ايشان . آن نسبت نخستين مؤلّف شود از نسبت يكى از آن دو بميانه . وز نسبت ميانه بديگرم 26 . همچنانك ، راه ميان دو شهر مؤلّف باشد از آن منزلها كه اندر أو باشد . وبجاى مؤلّف گاه‌گاه مثنّا گويند . تا نسبت اوّلين بآخرين چون نسبت اوّلين بميانگى باشد مثنّا ، بنسبت ميانگين بآخرين . واينجا مؤلّف خوبتر است از مثنّا واندر خورتر . ونمودهء اين آنست كه نسبت دو بدوازده نسبت شش يكيست ، اگر چهار ميان ايشان بنهيم آن نسبت نخستين مؤلّف شود از نسبت دو بچهار . واين نسبت نيمه است . واز نسبت چهار بدوازده . واين نسبت سه يك است . ونيمهء سه يك شش يك باشد . وخواهى گوى سه يك نيمه « 1 » ، هر دو برابر باشند . واگر اين نسبت را عكس كنيم نسبت دوازده باشد بدو . واين شش بار است مؤلّف از نسبت دوازده بچهار ، واين سه‌بار است . وز نسبت چهار
هامش
( 1 ) - واگر خواهى گوئى نيمهء سه يك يا خواهى گوئى سه يك نيمه ، خ .