تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 47

مساهمون:

صمقدمه ٤٧
جلد ويكى از آن مجلّدات را مسمّى گردانيدم بكتاب التّفهيم در معرفت استخراج تقويم » . اين كتاب از اسم تا مسمّى ، همگى تقليد واقتباس است با عباراتى نسخ ومسخ شده از مؤلّفات ديگران . ونام آن را در اين فصل از آن آوردم كه مؤلّف فضولي ، نام كتاب التّفهيم را كه بزرگترين اثر از بزرگترين استادان رياضى است روى كتاب خود گذارده وبواسطهء اشتراك در نام رهزن عوام شده است .
كودك بعيد ياد ترازوى زر كند * نارنج از آن خورد كه ترازو كند ز پوست
گيرم كه مارچوبه كند تن بشكل مار * كو ز هر بهر دشمن وكو مهره بهر دوست
تنگى دايرهء اطّلاعات مؤلّفش را از اينجا قياس توان كرد كه دنبال سجع وقافيه گشته وبراي سجع تقويم چيزى جز كلمهء تفهيم كه أستاذ ابوريحان ( 362 - 440 ) بپانصد وچهل سال پيش از وى اختيار كرده بود پيدا نكرده است ! اين كار هم نظير نام كيمياى سعادت است كه مرحوم ميرزا أبو طالب زنجانى روى كتاب خودش ترجمهء كتاب اخلاق أبو على مسكويه نهاده وجماعتى از عوام را باشتباه انداخته است .
زمرّد وعلف سبز هر دو يك رنگند * ولى از آن بنگين دان برند أزين بجوال 1

معجم البلدان وكتاب التّفهيم

در جلد اوّل كتاب معجم البلدان تأليف شهاب الدّين أبو عبد اللّه ياقوت بن عبد اللّه حموى متوفّى 626 آنجا كه در صفت معموره ومساحت زمين وصور أقاليم وشهرهاى هر اقليمى بتفصيل گفتگو ميكند ( از باب اوّل تا باب چهارم ص 13 - 48 چاپ اروپا ) مكرّر از أستاذ ابوريحان ويكجا از كتاب التّفهيم نام برده وچند جا عبارت تفهيم عربى را حرف بحرف از روى خطّ خود أستاذ كه خوشبختانه در دست داشته نقل كرده است . بطوريكه نگارنده را در تصحيح اين قسمت از كتاب تفهيم دليل وراهنمائى راست گفتار بود . زيرا كه ياقوت حموى در نقل كلمات ديگران بخصوص در اين مورد كه خطّ خود أستاذ را در دست داشته است حفظ امانت وصحّت ضبطى دارد كه در مؤلّفان