تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 102

مساهمون:

صسرگذشت ١٠٢
امّا روش رياضى وتجربى كه در صدر عنوان اشاره كرده‌ايم ؛ بطورى كه در فصل شخصيّت علمي واخلاقى ابوريحان گفته شد ؛ وى در كشف واثبات قضاياى فلسفه وعلوم طبيعي وهيئت ونجوم ؛ روش رياضى وتجربى را برگزيده بود ؛ باين معنى كه در كليات مسائل عقلي تنها به برهان رياضى ؛ ودر جزئيات أمور طبيعي ونجومى به استقراء وتجربهء حسّى شهودي اعتماد واعتقاد داشت ؛ روح رياضى أو بقياسات عقلي صرف معمول در كتب فلسفه كه أغلب از شايبهء وهم وخيال خالى نيست ؛ ونيز بدلايل استحساني ذوقي كه داير مدار سليقه‌ها وذوقهاى مختلف است ؛ هرگز اشباع نمىشد . خلاصه اين كه ابوريحان بدليل استقراء وتجربه نيز مانند قياس منطقي عقلي وبرهان رياضى بشرط اين كه هر كدام در موقع ومحل خود درست بكار رفته باشد ، اهميّت واعتبار مىداد ؛ بديهي است كه در قضايا واشكال هندسي غير از برهان رياضى هيچ دليل ديگر را راه نمىتوان داد . بطور كلى مىتوان گفت كه ابوريحان در روش علمي ومذاق ومشرب فلسفي به أبو العباس ايرانشهرى « 1 » ومحمد بن زكرياى رازي « 2 » نزديكتر وشبيه‌ترست
هامش
( 1 ) - أبو العباس محمد ايرانشهرى از علماى بزرگ نيشابور در أواسط قرن سوم هجرى است كه در فلسفه ورياضى وتاريخ ملل ونحل ومقالات اسلامى وغير اسلامى تبحر داشت ؛ ودر نقل أقوال وعقايد أرباب مذاهب از موافق ومخالف امانت كامل بخرج مىداد چندانكه بهيچ وجه گرد غرض‌ورزى وهوى وهوس نمىگشت . بهمين سبب است كه ابوريحان هم بدقت علمي وهم بپاكى اخلاق وتنزه أو از ميل ومداهنه در نقل آراء ومقالات أرباب مذاهب اعتقاد كامل دارد وأو را بدين گونه مىستايد كه « فما وجدت من أصحاب كتب المقالات أحدا قصد الحكاية المجردة من غير ميل ومداهنة سوى أبى العباس الايرانشهرى : كتاب الهند ص 4 طبع حيدرآباد دكن » . ودر قانون مسعودى يكى از رصدهاى أو را در كسوف حلقوى ذكر مىكند ؛ باين قرار كه وى در روز سه‌شنبه 29 رمضان سال 259 ه . ق موافق روز تير از تير ماه 242 يزدگردى يكى از كسوفات شمس را در نيشابور رصد ومشاهده كرده بود بطورى كه جرم ماه در وسط حلقه‌يى روشن از نور خورشيد قرار گرفته بود . ودر دنبالهء اين حكايت اضافه مىكند « وهو من مدققى المحصلين : ج 2 ص 632 » . در رسالهء « افراد المقال في امر الظلال » هم از كتاب مسائل الطبيعة ايرانشهرى نام مىبرد ( ص 15 طبع دكن ) . در كتاب تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن » دو موضع ؛ ودر آثار الباقية نيز دو موضع [ ص 222 ، 225 ] از وى نام برده واز أقوال أو نقل كرده است . وى همان كسى است كه ناصر خسرو در « زاد المسافرين » أو را از اساتيد فلسفهء « محمد بن زكرياى رازي » معرفى كرده وهر دو را بباد تهمت كفر وزندقة والحاد گرفته است . علاوة مىكنم كه بعقيدهء بعضي « ايرانشهر » در اين مورد بمعنى مصطلح معروف كه آنرا مرادف « إيران زمين » يعنى كشور إيران مىگويند نيست ؛ بل‌كه مراد اسم قديم قصبهء نيشابور است ؛ اما مشهور در نام قديم قصبهء نيشابور بطورى كه در آثار الباقية هم ذكر شده ابرشهر است ؛ وشايد « ابر شهر » را به « ايرانشهر » مبدل كرده باشند . ابوريحان در قانون مسعودى « ايرانشهر » را در چند موضع بهمان معنى معروف آورده ( ص 136 ، 266 ، 539 ) اما يك‌جا در جدول طول وعرض بلاد أقاليم نوشته است « ايرانشهر وهو قصبة نيسابور : ج 2 ص 570 » كه ممكن است أصل آن هم « ابرشهر » باشد واللّه العالم . ( 2 ) - أبو بكر محمد بن زكرياى رازي صاحب كتاب الحاوي از أعاظم فلاسفه واطباى قرن 3 - 4 هجرى است ؛ كه از كثرت شهرت مستغنى از وصف وتعريف است ؛ جمعى ولادت أو را 225 ووفات أو را شعبان 313 يا 320 ه . ق گفته‌اند ، أقوال ديگر نيز در اين باره نقل شده است .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 102 | أبو ريحان البيروني