تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 101

مساهمون:

صسرگذشت ١٠١
با اين حال عجب داريم كه أبو الحسن بيهقى وبه اقتباس از وى محمد شهر زورى هر دو بيك عبارت نوشته‌اند كه ابوريحان حق مداخله واهليّت بحث در معقولات يعنى مباحث فلسفه را نداشت « ولم يكن الخوض في بحار المعقولات من شأنه وكل ميسّر لما خلق له » . يعنى ابوريحان بايستى كه تنها در رياضيات مداخله مىكرد ودر بحر معقولات فلسفه خوض نمىنمود ! شگفتا اگر ابوريحان در فلسفه همسنگ وهمپايهء خود « أبو على سينا » نبود ؛ قدر مسلم اين است كه از أمثال بيهقى وشهر زورى بسى برتر وبالاتر بود ، وحق اين است كه ايشان صلاحيت وحق محاكمه وداورى ما بين آن دو دانشمند عبقري را نداشتند « اين الدّرّة من البيضاء والجزّة من الدّاماء » ! * * * كساني كه مىخواهند درجهء اهليت ابوريحان را در غور مباحث فلسفهء الهى بسنجند ؛ وميزان احاطهء أو را در اين مسائل تشخيص بدهند خوبست لا أقل دوازده باب أول كتاب الهند ؛ وباب سى ودوم آن را كه در موضوع مدت وزمان است مطالعه كنند وبا ديدهء انصاف ببينند كه آيا بحث در مسائل فلسفهء الهى از آن عميق‌تر ودقيق‌تر وآزادتر ممكن است ! بارى چنانكه از آثار ابوريحان مىتوان پىبرد ؛ وى در همهء شعب وفنون فلسفه خواه رياضى وخواه طبيعي يا الهى وهمچنين در فنون حكمت عملي ، دستى توانا وانديشه‌يى ژرف وفكرى روشن ومستقل وبيانى ساده وخالى از ابهام وتعقيد داشت واين سرمايهء عظيم در نتيجهء استعداد ذاتي ، وجدّ وكوشش بليغ در تحصيل ، وتتبع ومطالعهء عميق متمادى در كتب علمي ، وتلمّذ ومصاحبت علما وأفاضل ، براي وى بحاصل آمده بود . * * *