گفتنى است : از ديرباز نظريه ساكن نبودن زمين وحركت وضعي داشتن آن مورد گفتگوى دانشمندان هيأت بوده است . از جمله :
ابرخس - هيپارك
( Hipparque )
، ( زاده بين ، 126 تا 161 ق ، م ) قائل به حركت وضعي زمين بوده است ، وى طول ماه قمري را 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه و 5 / 2 ثانيه معيّن كرد ، وسال نجومى را 365 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه به حساب آورده . هيپارك از مثلثات استفاده كرده واوست كه حركت « تقديم اعتدالين » يا رقص محورى را شناخت پيش از بطليموس اسكندرى دانشمندان ديگرى چون ارسطرخس ساموسى وفيثاغورث حكيم قائل به حركت وضعي زمين بودهاند .
نشانههايى از حركت زمين در قرآن وروايات
در قرآن وروايات نشانههايى از حركت زمين - بدون اشاره به انتقالى ، وضعي و . . . - به چشم مىخورد از جمله :
1 -
« وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ »
« 1 » وكوهها را مىبينى ومىپندارى كه بىحركتاند وحال آنكه ابرآسا در حركتند .
2 -
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها »
« 2 » اوست كسى كه زمين را براي شما رام گردانيد . ( ذلول به شتر راهوار اطلاق مىشود ) .
3 -
« الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً »
« 3 » آن كسى كه زمين را براي شما گاهواره قرار داد .
هامش
( 1 ) - نمل / 88
( 2 ) - ملك / 15
( 3 ) - طه / 53