تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
فاجابها : مائة ليأخذ درهما * و اتى الوليد حمامه « 1 » فى شهره
جواب داد منجم ، مر زن را : « صد سال خواهد زيست ، از جهت آن تا درمى بگيرد ، و آمده است بر بچه مرگ او در ماه او » يعنى همان ماه .
قلب الزّمان فربّ خود تبتغى * زوجا و تبذل غاليا من مهره « 2 »
باژگونه شده است روزگار ، بسا زن نيكو كه مىطلبد شوى و مىدهد گران از كابين شوى . و قال ايضا :
يا لهف نفسى كم مدن « 3 » غدون فلا * نعم « 4 » و كم فلوات عدن امصارا « 5 »
اى دريغ بر من ، بسى شهرها كه بشدند بيابانها ، آرى و بسى بيابانها كه گشتند شهرها .
و اللّه اكبر لا يدنو القياس له * و لا يجوز عليه كان او صارا « 6 »
و خداى - عزّ و جلّ - بزرگتر است . نزديك نمىشود قياس مر وى را و روا نبود بر وى ، بوده است يا شده است . ابو الحسن علىّ بن محمّد التّهامىّ :
اطالب « 7 » اقلامى بتبليغى المنى * و قد عجزت عنها الرّدينية السّمر
مطالبت مىكنم مر قلم‌هاى خويش را به رسانيدن من به آرزوها و عاجز گشتند ازين آرزوها نيزه‌هاى ردينى گندم‌گون .
اذا فات من اربى على العشر رمحه * مناه فقد فاتت فتى رمحه شبر « 8 »
چو فوت شود از آن‌كس كه زيادت آمد ، برده گز نيزهء وى ، آرزوهاى وى ، فوت شده است از برنائى كه نيزهء وى يك بدست است .
هامش
( 1 ) . لزوم ، ج 1 ، ص 570 ، س 4 ؛ بارودى ج 1 ، ص 70 ، س 14 : « و اتى الحمام وليدها » . ( 2 ) . لزوم ، ج 1 ، ص 570 ، س 5 . ( 3 ) . لزوم ، ج 1 ، ص 505 ، س 1 : « يا لهف ! كم مدن املاك » . ( 4 ) . لزوم ، ج 1 ، ص 505 ، س 1 : « فيه » . ( 5 ) . اين شعر از نظر معنى نزديك به شعر رودكى است آنجا كه گويد :« بسا شكسته بيابان كه باغ خرم شد * و باغ خرّم گشت آن كجا بيابان بود »( 6 ) . لزوم ، ج 1 ، ص 505 ، س 2 . ( 7 ) . بارودى ، ج 2 ، ص 272 ، س 6 : « اكلف » . ( 8 ) . بارودى ، ج 2 ، ص 272 ، س 8 .