تنها يكى از اين عده مختصر مشابهتى با ابو نصر موردنظر ما دارد كه دهخدا بدينگونه از او ياد كرده « ابو نصر شاعرى است باستانى و اين يك بيت از او در لغتنامهء اسدى براى كلمهء پنجره مشاهده آمد .
سوى باغ گل بايد اكنون شدن * چه بينيم از بام از پنجره » « 1 »
29 - اتسز خوارزمشاه ( - 551 ه . ق )
وى پسر قطب الدّين محمّد بن انوشتكين حكمران خوارزم است ، اتسز در سال 521 به جاى پدر نشست ، با همهء فضل و دانشى كه داشت ، نسبت به ولىنعمت خويش سنجر ياغيگرى كرد چندبار بين او و سلطان سنجر جنگ درگرفت ، همين كه شكست مىخورد با تملّق و چاپلوسى تقاضاى عفو مىكرد و بخشوده مىشد و مجددا حكومت خوارزم را به دست مىآورد . « 2 »
اديب صابر شاعر معروف كه رسول سنجر بود بهدستور همين شخص در جيحون غرق كرده شد . « 3 »
در سال 547 كه سنجر بهدست غزها اسير شد اتسز با خواهرزادهء سلطان سنجر موسوم به ركن الدّين محمود همدست گشت و خيالها در سر داشت ولى سنجر از اسارت آزاد شد و در سال 551 اتسز در حدود نسا وفات كرد . وى مردى فاضل و ادبدوست بود و رشيد و طواط از جملهء اطرافيان او است . « 4 » اتسز خود نيز شعر مىگفت و ابيات ذيل از وى مىباشد :
مرا با ملك طاقت جنگ نيست * به صلح ويم نيز آهنگ نيست
ملك شهريارست و از شهريار * هزيمت شدن بنده را ننگ نيست
اگر بادپايست خنگ ملك * كميت مرا نيز پا لنگ نيست
به خوارزم آيد به سقسين روم * خداى جهان را جهان تنگ نيست « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : لغتنامه ، ج الف ، ص 889 .
( 2 ) . ر . ك : تذكرة ، ص 101 ؛ مجمع ، ج 1 ، ص 2 ؛ شخصيّتها ، ص 38 ؛ لباب ، ص 36 و دائرة ، ج 1 ، ص 426 .
( 3 ) . ر . ك : شفق ، ص 312 .
( 4 ) . ر . ك : صفا ، ج 2 ، ص 30 و تذكرة ، ص 98 .
( 5 ) . ر . ك : مجمع ، ج 1 ، ص 2 .