تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
فقال : اما سمعت قول القائل ؟ پس گفت اعرابى كه : نشنيده‌اى سخن‌گوينده ؟
و قد يخرج الحاجات يا امّ مالك * كرائم من ربّ بهنّ ضنين
و گاه‌گاه برون مىآرد حاجت‌ها اى مادر مالك ، چيزهاى گرانمايه از خداوندى كه به اين چيزهاى گرانمايه بخيل بود . قيل لبعض المغفّلين : ما تقول فى معاوية ؟ قال : اقول رحمه اللّه و رضى عنه . قيل : فما تقول فى يزيد ابنه ؟ قال : اقول لعنه اللّه و اعوانه . گفته شد مر بعضى را از غفلت‌زدگان : چه مىگوئى در معاويه ؟ گفت : مىگويم خداى بر وى ببخشايد ، و خشنود از وى . گفته شد : پس چه مىگوئى در يزيد پسر وى ؟ گفت : مىگويم لعنت خداى باد بر وى و لعنت خداى بر بابك و مامك وى باد . « 1 » قال عيسى - عليه السّلام - : ان كنتم علماء حكماء فلا تجعلوا اسماعكم غرابيل تمسك النّخالة و ترسل الطّحين . گفته است عيسى - عليه السلام - : اگر هستيد عالمان حكيمان ، مكنيد گوش‌هاى خويش را چو پرويزن‌ها كه به‌خود نگاه مىدارد سبوس را و رها مىكند آرد را . كان مطرّف بن عبد اللّه يقول لاصحابه : اذا كان لاحدكم الىّ حاجة فلا يواجهنى بها فانّى اكره ان ارى بكم ذلّ المسألة ، بوده است مطرّف پسر عبد اللّه مىگفت مر ياران خويش را : چو بود يكى را از شما به‌سوى من حاجتى روياروى نگويد آن حاجت را كه دشوار مىدارم كه بينم بر شما خوارمندى خواستن ، ( 96 ) و لكن ليرفع ذلك الىّ فى رقعة فانّ بعضهم يقول : و ليكن بردارد آن حاجت را به‌سوى من در رقعه‌اى كه بعض شعرا مىگويد :
لا تحسبنّ الموت موت البلى * فانّما الموت سؤال الرّجال
مپندار مرگ را مرگ بوسيدن كه به‌درستى مرگ خواستن از مردان است .
هامش
( 1 ) . در ترجمهء اعوان مسامحه شده .
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 138 | قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل ) / مصطفى اوليايى / موفق بن طاهر الخوارزمى