فقال : اما سمعت قول القائل ؟
پس گفت اعرابى كه : نشنيدهاى سخنگوينده ؟
و قد يخرج الحاجات يا امّ مالك * كرائم من ربّ بهنّ ضنين
و گاهگاه برون مىآرد حاجتها اى مادر مالك ، چيزهاى گرانمايه از خداوندى كه به اين چيزهاى گرانمايه بخيل بود .
قيل لبعض المغفّلين : ما تقول فى معاوية ؟ قال : اقول رحمه اللّه و رضى عنه . قيل : فما تقول فى يزيد ابنه ؟ قال : اقول لعنه اللّه و اعوانه .
گفته شد مر بعضى را از غفلتزدگان : چه مىگوئى در معاويه ؟ گفت : مىگويم خداى بر وى ببخشايد ، و خشنود از وى . گفته شد : پس چه مىگوئى در يزيد پسر وى ؟ گفت :
مىگويم لعنت خداى باد بر وى و لعنت خداى بر بابك و مامك وى باد . « 1 »
قال عيسى - عليه السّلام - : ان كنتم علماء حكماء فلا تجعلوا اسماعكم غرابيل تمسك النّخالة و ترسل الطّحين .
گفته است عيسى - عليه السلام - : اگر هستيد عالمان حكيمان ، مكنيد گوشهاى خويش را چو پرويزنها كه بهخود نگاه مىدارد سبوس را و رها مىكند آرد را .
كان مطرّف بن عبد اللّه يقول لاصحابه : اذا كان لاحدكم الىّ حاجة فلا يواجهنى بها فانّى اكره ان ارى بكم ذلّ المسألة ،
بوده است مطرّف پسر عبد اللّه مىگفت مر ياران خويش را : چو بود يكى را از شما بهسوى من حاجتى روياروى نگويد آن حاجت را كه دشوار مىدارم كه بينم بر شما خوارمندى خواستن ،
( 96 ) و لكن ليرفع ذلك الىّ فى رقعة فانّ بعضهم يقول :
و ليكن بردارد آن حاجت را بهسوى من در رقعهاى كه بعض شعرا مىگويد :
لا تحسبنّ الموت موت البلى * فانّما الموت سؤال الرّجال
مپندار مرگ را مرگ بوسيدن كه بهدرستى مرگ خواستن از مردان است .
هامش
( 1 ) . در ترجمهء اعوان مسامحه شده .