تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
ستارگانند رونده و اين ستارگان در رفتن خويش مىشكنند قوّت‌ها را و مىبرند عمرها را . ( 92 ) و قال ايضا :
قالوا : اما لك فى عميق غورها * من غامضات العلم فكر محقق
گفتند نيست ترا در مسأله‌اى كه دورست ژرفى وى از پوشيده‌هاى علم انديشهء دانا به حقيقت .
شغلت بنات الفكر منّى فكرة * فى وحشة القبر العميق الضيّق
مشغول كرد دختران انديشهء مرا از من انديشه‌اى در وحشت تنهائى گور مغاك تنگ . و قال ايضا :
كلّ النّفوس الى المقدار مطرودة * شريعة لجميع الخلق مورودة
جملهء تن‌ها به‌سوى اندازهء خداى رانده شده‌اند ، آبگاهى است مر جملهء آفريدگان را بر وى آمده .
من اين ينفق فى ما ليس ينفعه * ساعاته المرء و الانفاس معدودة
از كجا خرج مىكند در چيزهائى كه سود نمىدارد وى را ساعت‌هاى خويش را مردم ، و دمها شمرده است .
ما بال من يبتنى قصرا ليسكنه * عدوّه و هو فى غبراء ملحودة
چيست كار آن‌كس كه برمىآرد كوشكى را كه باشد در وى دشمن او ، و او در گور خاك‌آلود لحدشده .
كدودة القزّ تكسو غيرها حللا * بهيّة و احاط الهلك بالدّودة
همچو كرم پيله كه مىپوشاند جز خويش را حلّه‌هاى زيبا ، گردبرگرد درآمد هلاك بر كرم .
طرق السّداد على افراط فسحتها * كأنّما هى دون المرء مسدودة
راه‌هاى راستى بر نيك‌فراخى وى گوئى كه اينها پيش مردم بسته و استوار كرده است .
يجرى الى الشّرّ كالهملاج فى طلق * و رجله عن مساعى الخير مصفودة