تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
چو بخواهى چيزى از خداى ، نباشد ميان وى و ميان تو در حال دعا پرده‌اى .
و لا تغفلن النّجوى فربّت ساعة * مباركة فيها الدّعاء يجاب
و غافل مشو از راز كردن با خداى ، كه بسا ساعتا مباركا كه در آن ساعت دعا اجابت كرده شده باشد . و قال ايضا :
انت فى دنياك ضيف * و التّوانى منك حيف
تو درين جهان خويش ميهمانى ، و سستى از تو ستم است .
راقد انت و ما استع * ذبت فى الرّقدة طيف
در خوابى تو ، و هرچه خوش كردى در خواب خيالى است .
خاسر من نقده حي * ن يقوم السّوق زيف
زيان زده است « 1 » آن‌كس كه نقدهء وى چو بازار مىشود بدل است .
فاغتنم اجرا و ذكرا * حسنا فالوقت سيف
غنيمت‌گير مزدى و ياد خوب ، چون‌كه وقت شمشير است . ( 90 ) و قال ايضا :
ذر الملوك اذا ما حاجة عرضت * واقصد بها ملكا برّا بقاصده
بمان پادشاهان را چو حاجتى پيش آيد ، و آهنگ كن بدان حاجت پادشاهى نيكوكار به آهنگ‌كنندهء وى .
ابوابهم فى وجوه الوفد مغلقة * و باب مولاك مفتوح لوافده
درهاى پادشان در روىهاى آيندگان بسته است ، و در خداوند تو گشاده است مر آيندهء وى را .
تذمّ ان منعوا و المنع منه فان * جادوا مدحت و كلّ من عوائده
مىنكوهى اگر بازدارند ، و بازداشتن از خداى است ، و اگر سخاوت كنند بستائى ، و همه از فايدهء خداى - عزّ و جلّ - است .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اساس واژهء « خاسر » نخست به « زيان‌كار » معنى شده و سپس قلم خورده و نوشته شده است « زيان زده » .
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 130 | قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل ) / مصطفى اوليايى / موفق بن طاهر الخوارزمى