و قال ايضا :
يا بوس للدّهر اىّ خطب * دها به النّاس فى ابى حامد « 1 »
اى سختى باد روزگار را چه كار دشواريست كه گرفتار كرد روزگار بدان مردمان را در ابى حامد .
( 81 )
يبكى على فقده ثلاث * العلم و الزّهد و المحامد « 2 »
مىگريد بر گم كردن وى سه گروه : علم و زهد و ستايشها .
و قال ايضا :
هل الى سلوة و صبر سبيل * كيف و الرّزء ما علمت جليل « 3 »
اى هست بهسوى برون آمدن اندوه و شكيبائى راهى ؟ چگونه راه بود و مصيبت آنست كه دانستى بزرگ .
ليس ما سال من جفونى دمعا * تلك روحى تذوب ثمّ تسيل
نيست آنچه رفت از پلكهاى چشم من اشكى ، آنجان منست مىگدازد ، پس مىرود .
ابو سعيد الرّستمىّ :
نزلت على السّعادة خير دار * لها فلك السّعادة خير جار
فرود آمدى به نيكبختى به بهترين سراى ، مرين سراى را فلك نيكبختى بهترين همسايه .
اتتك بنعمتين جديد حول * اتتك سعوده و جديد دار
بر تو آمد دو نعمت سال نو كه بر تو آمد سعدهاى آن و سراى نو .
بتحويلين مسعودين فاقا * بضوئهما على الزّهر الدّرارى
به دو برگشتن نيكبخت كه درگذشتند به روشنائى خويش بر ستارگان روشن .
و اعلام السّعادة خافقات * على الدّنيا و زند الانس وارى
هامش
( 1 ) . يتيمة ، ج 4 ، ص 377 ، س 11 : « ابن حامد » .
( 2 ) . يتيمة ، ج 4 ، ص 377 ، س 13 .
( 3 ) . يتيمة ، ج 4 ، ص 377 ، س 15 .