از جانب اوست . و هر كه مخالف خدا و پيامبر باشد باستقبال دشوارى حساب در روز قيامت ميرود اين يك حكومت و داورى عادلانهايست وقتى كيفر ميدهد و خلايق محشور ميشوند .
اما بعد شخصى كه متوجه است و گوش فرامىدهد و از توجه و گوش دادن خود بهره مىبرد و ديگرى ساكت است ولى دلى بيدار دارد و در انديشه امر پروردگار است تا بصير و بينا مىشود و مىفهمد كه اطاعت خدا چه ارزشى دارد و راه ثواب پيمودن با راه معصيت از پيش گرفتن چقدر فرق دارد و درك مىكند و در قيامت چه مقامى دارد ، كسى كه نائل برضاى خدا شده ، در مقابل آنها كه سزاوار خشم اويند .
بين اين دو صفت فاصله بسيار است و ميان آنها فرق زياد . شما را سفارش مىكنم به پرهيزگارى و تقوى . بپرهيزيد از خداوندى كه بوجود آورنده ارواح و روشنىبخش صبحگاه است .
51 - از كتاب مطالب السؤول . محمد بن طلحه گفت از سخنان امير المؤمنين ( ع ) است كه فرمود : من تعهد گفتار خود را ميكنم و ضامن سخنان خويشم همانا كسى كه ديده بينا و بصير او را متوجه رنج و عذاب و گرفتاريهاى امم گذشته كرده باشد تقوا و پرهيزگاريش او را مانع مىشود كه گرفتار شبهات و كارهاى ناسنجيده شود .
بايد توجه داشته باشيد كه گناهان مركبى چموشند كه سواركاران مخصوصى دارند و آنها لجامش را رها كرده سرعت سواره خويش را به آتش مىافكنند اما پرهيزگارى و تقوى مركبى راهوار است كه سواركاران مخصوص دارد و لجام در اختيار آنها است و به بهشت رهسپار ميشوند .
يك راه حق است و ديگرى راه باطل و هر كدام طرفدارانى دارد ، اگر طرفداران باطل زيادند اين يك مسأله سابقهداريست كه پيوسته چنين بوده و اگر طرفداران حق كمند ممكن است و شايد و گاهى امكان دارد چيزى كه به كمبود گرائيد و كساد شد باز به او رو آورند و بسويش بشتابند .
كسى كه در پيش ، بهشت و جهنم دارد گرفتار كار خويش است . گروهى با سعى و كوشش بسرعت پيش ميروند و نجات مىيابند و گروهى در جستجويند و با كندى مىروند اميد نجات دارند . اما دستهاى نيز غفلت ميكنند و تقصير دارند كه به آتش گرفتار مىشوند .
راستگرائى و چپروى موجب گمراهى است ميانهروى جاده واقعى است ( از طرف چپ جاده و يا از طرف راست آن يك نوع افراط و تفريط است بايد از وسط جاده رفت كه غير قابل گمراهى است ) .
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 4
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤