از خداوند درخواست ميكنيم كه بما و شما خشيت و بيم سعيدان را عنايت نمايد و جايگاه شهيدان را و رفاقت با انبياء . ما نيازمند به او هستيم و در راه او كوشش ميكنيم .
50 - با همين اسناد خطبهاى از امير المؤمنين ( ع ) : الحمد لله او را ستايش ميكنيم ستايشى پاك و منزه و به حق او را تمجيد ميكنيم ، بزرگيش را مىستائيم چون جلالش عزيز است و به يكتائى تقديسش ميكنيم در حالى كه موحد و مخلص هستيم و او را بر كارهاى والايش سپاسگزاريم . او شايسته حمد و ثناى عالى است . از او تقاضاى مغفرت مينمائيم تا گناهانمان را فروريزد . و از او خواهانيم كه از تراوش گناهانى كه موجب بلا مىشود ما را نگهدارد ، ايمان به خدا داريم بهمراه يقين در امرش .
هدايت مىجوئيم . هدايتى پايدار و نجاتبخش كه ما را يارى كند در انجام بهترين دستورات و موجب تميز و تشخيص قضاى نافذ پروردگار گردد قضائى كه ما را به سعادتى كه در كتاب كريم مقرر نموده مىرساند .
به خدا پناه مىبريم از تنگناهاى بسيار دشوارى كه براى مردم پيش مىآيد با اينكه راههاى حق و حقيقت وسيع است اما چون علامات نوربخش هدايت در پس پرده ابهام قرار داده شد . و فتنههاى گمراهكننده به لباس حق درآمده است چنين گرفتارى پيش آمده .
گواهى مىدهم گواهى همراه با يقين كه شكناپذير است به يكتائى خداى يكتا ، آن خدائى كه بوعده خويش وفا مىكند و پيمان استوار دارد و در گفتار صادق است ، او را شريكى در آفرينش نيست و نه همكار و كمك كارى دارد . به بزرگى او را مىستائيم خدائى جز او نيست عزيز و حكيم است .
گواهى مىدهم كه محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله مبعوث به وحى و پيامآور از جانب اوست و فرستاده مؤيد بنور او ، پذيرا و تذكردهنده و انجامدهنده ماموريت خويش است بپادارنده چراغهاى روشنگر و روشنىبخش ديدهها است ، از بينبرنده و نابودكننده آداب و سنن ياوهسرايان است . در زمانى كه ظلمت كفر عقدههائى ناگشودنى بوجود آورده درياهاى جهل و نادانى را با آيات و بيانات خود روشن نموده . و براى جويندگان حق با دلائل آشكار راه را روشن كرده . و آياتى نيز آورد متشابه كه دستاويز آشوبطلبان و فتنهانگيزان گرديد و به نفع عقايد شوم خويش آنها را تاويل نمايند .
اين آشوب و فتنهانگيزيها طرفداران مخصوصى دارد ، راه حق نيز راهى روشن و آشكار است هر كه مطيع پيامبر باشد اطاعت خدا را كرده و هر كه مطيع خدا باشد مستوجب پاداش
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 3
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣