پادشاه ميرسد كه با كاردار او مخالفت ورزيدهاند پس از فرستادهاش و سرزمين رو به خرابى گذاشته پيك ديگرى را براى آبادى و عمران ميفرستد تا باز اصلاح و عمران نمايد همين طور خداوند انبياء پيامبران را يكى پس از ديگرى براى اصلاح كار مردم ميفرستد بعد از اينكه رو بفساد گذاشتهاند .
پسر پادشاه گفت وقتى انبياء مبعوث ميشوند آيا عده مخصوصى را به دعوت خويش اختصاص ميدهند يا عموم مردم را دعوت ميكنند . بلوهر گفت پيامبران همه مردم را دعوت ميكنند هر كس اطاعت از آنها كرد جزء پيروان آنها است و هر كه مخالفت نمود از ايشان محسوب نميشود و هيچ گاه زمين خالى از داعى بسوى خدا نيست از قبيل پيامبران يا اوصياى ايشان .
مثل آن چون پرندهايست بنام قرلى كه در كنار دريا زندگى مىكند تخم فراوان ميگذارد و علاقه شديدى به جوجه خود و افزايش آن دارد بالاخره در يك موقعيت برايش امكان پرورش جوجه فراهم نيست و مجبور مىشود محل ديگرى را انتخاب كند تا آن زمان سپرى شود تخمهاى خود را از ترس اينكه نابود شود بر ميدارد و در آشيانه ساير پرندگان ميگذارد . آن پرندهها جوجههاى او را با جوجههاى خود پرورش ميدهند . در اين مدت طولانى كه جوجههاى قرلى همراه با آن پرنده جوجههاى آن پرنده ديگر هستند با بعضى از آنها انس پيدا ميكنند . وقتى قرلى برميگردد به مكان اولى خود در شب از آشيانه آن پرندهها ميگذرد و صداى خود را به گوش جوجهها مىرساند وقتى جوجهها صداى مادر را ميشنوند از پى او به پرواز درمىآيند . جوجهها پرندههاى ديگر هم كه با آنها انس گرفتهاند بهمراه جوجه قرلى پرواز ميكنند ولى آن جوجههائى كه مربوط به او نيست و انس نگرفتهاند نمىآيند چون علاقه زياد به جوجه دارد ساير جوجه را نيز بهمراه جوجههاى خود ميپذيرد همين طور انبياء تمام مردم را دعوت بدين خويش مينمايند . اهل حكمت و عقل دعوت آنها را مىپذيرند بواسطه اطلاعى كه از ارزش حكمت دارند .
پس آن پرنده كه فرياد مىزند مانند انبياء هستند كه همه را دعوت ميكنند و تخمهائى كه در آشيانه پرندهها متفرق جاى گرفته مانند حكمت است . و مثل ساير جوجه كه با جوجه قرلى انس گرفتهاند چون كسانى است كه دعوت حكما را پاسخ ميدهند قبل از آمدن پيامبران زيرا خداوند به پيامبران فضيلت و مقام و اطلاعاتى بخشيده كه به ديگران نداده و به آنها دلائل و براهين و نور و روشنى مخصوص داده
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٥٤