تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
نه اطلاعى از مكانش دارند و باقى نمىماند از آنها مگر دانشمندان بىارزش كه مورد اهانت نادانان قرار گرفته‌اند در نتيجه دانش بانزوا ميگرايد و نادانى آشكار مىشود نسل‌هاى بعد جز با جهل آشنا نيستند و پيوسته تعداد نادانان افزايش مىيابد و قدرت مىيابند ، اما دانشمندان كم و ضعيف ميشوند . دستورات خدا را تغيير ميدهند و راه واقعى را واميگذارند با اينكه معتقد بدين هستند و در ظاهر خود را پيرو دين ميدانند ولى در واقع ترك نموده و احكام را زير پا گذاشته‌اند ، هر دستورى كه از جانب پيامبران رسيده باشد ما موافق و مطيع آن دستور هستيم ولى مخالف راه و روش خود آنهائيم و در هر يك از مسائلى كه با ايشان مخالفيم دليل واضح و حجت كافى داريم كه شاهد ما از همان كتابى است كه براى آنها توسط پيامبرشان نازل شده . هر گوينده‌اى از آنها كه سخنى از حكمت به زبان آورد شاهد و دليلى است بر رفتار و كردار ما و گواهى است بر ضرر ايشان كه مخالف سنت و روش واقعى رفتار مينمايند آنها فقط به ظاهر كتاب آشنايند و اسمش را ميدانند ولى واقعا پيرو كتاب خدا نيستند . پسر پادشاه گفت : چرا پيامبران در يك زمان هستند و در پاره‌اى از زمانها وجود ندارند ؟ بلوهر گفت مثل آنها مانند پادشاهى است كه زمينهاى مرده‌اى دارد كه آباد نشده وقتى تصميم ميگيرد آن را آباد كند يك نفر كاردان امين و خيرخواه و پشتكار دار براى عمران و آبادى آن سرزمين ميفرستد به او دستور ميدهد آنجا را آباد كند و درختهاى مختلف و كشتهاى متفاوت بنمايد به او گوشزد مىكند چه نوع درختها و چه نوع كشت و بذرها را بكارد و تاكيد مىكند مبادا چيز ديگرى بكارد و از خود اضافه ننمايد كه به او دستور نداده . دستور كشيدن نهر و برافراشتن ديوار و جلوگيرى از فساد به او ميدهد . پيك به آن سرزمين مىآيد و آنجا را آباد مىكند و انواع درختها و كشتهائى كه دستور داده شد بوجود مىآورد و آب در آن جارى مىكند تا درختها و كشتها برويند پس از مدتى از دنيا ميرود و ديگرى را بجاى خود ميگمارد اما مردم بر خلاف او رفتار ميكنند و پيروى از دستور جانشين او نميكنند و در نتيجه سرزمين آباد رو به خرابى و ويرانى ميگذارد و درختها خشك و زراعتها از ميان ميروند . وقتى خبر به