است چون مايل است كه انبياء و پيامبرانش رسالت و حجت او را تكميل كنند وقتى آنها را مبعوث مينمايد گروهى از مردم كه پاسخ به دعوت حكما ندادهاند پيرو انبيا ميشوند چون انبياء در دعوت خود از دليل و برهان مخصوص استفاده ميكنند .
پسر پادشاه گفت چطور مىشود كه گفتى آنچه انبياء مىآورند كلام است در حالى كه مشابه كلام مردم و كلام خدا و ملائكه نيست بلوهر گفت مگر نديدهاى كه مردم وقتى ميخواهند بچهارپايان يا پرندگان منظور خود را بفهمانند كه بروند يا بيايند يا برگردند . سخن آنها را كه حيوانات درك نميكنند . بوسيله سوت زدن يا صداى مخصوص درآوردن منظور خود را به آنها ميفهمانند يكنوع صدائى كه ميدانند قابل درك آن حيوانات است . همين طور بندگان عاجزند از فهميدن كنه كلام خدا و ملائكه و لطافت آن صداهائى كه مردم در بين خود معمول كردهاند در مورد حكمت شبيه صداهائى است كه براى پرندگان و حيوانات قرار دادهاند . اين صداها مانع از درك حكمت و روشن شدن آن نميشود و مانع از فهم معانى آنها نميگردد كه حجت و منظور خدا بمردم نرسد . پس صدا براى حكمت مانند جسد و جايگاه است و حكمت براى صدا مانند روح براى بدن است . و مردم را طاقت انديشه در كلام حكمت نيست و بعقل خود نميتوانند درك كنند آن را از همين جهت است كه دانشمندان داراى درجات مختلف هستند پيوسته هر دانشمندى علم خود را از دانشمند ديگرى كسب مينمايد تا علم بازگردد بخداى عز و جل كه از جانب او آمده است . همين طور علما گاهى حكمت و علم را چنان بدست مىآورند كه موجب رهائى آنها از جهل و نادانى شود ولى هر كدام داراى فضل و مقام مخصوصى هستند چنانچه مردم در زندگى روزمره خود از نور خورشيد استفاده ميكنند ولى نميتوانند به چشم آن را مشاهده كنند . حكمت همچون سرچشمه فراوان و پرآبى است كه آبها در ظاهر ديده مىشود اما قعر چشمه را نمىيابند و مانند ستارگان درخشان است كه مردم بوسيله آنها راه خود را مىيابند و هدايت مىشوند ولى محل ستارگان را نمىدانند كجا است . بالاخره حكمت بسيار عالىتر و ارزندهتر است از تمام توصيفهائى كه براى آن نمودم .
كليد هر خير و شفاى هر درد است هر كه بحكمت خود را معالجه كرد ديگر بيمارى نخواهد ديد ، راه راستى است كه هر كه در آن راه قدم گذاشت گمراه نميشود ريسمان محكم خدا است كه طول زمان آن را فرسوده نميكند كسى كه چنگ به آن بزند
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٥٥