شادمانى نسبت بمال است . وقتى امر چنين باشد بهتر آن است كه شخص بعد از شناختن دنيا خود را پايبند آن نكند .
چگونه صحت و سلامتى دنيا بيمارى نباشد . با اينكه سلامتى انسان بواسطه عناصرى است كه در او است و بهترين عنصرى كه موجب حيات و زندگى اوست خون است و در بالاترين مراتب داشتن خون بيم گرفتار شدن بمرگ ناگهانى و سكته است و بيمارى ورم لوزه و و با و خوره و ناراحتى التهاب بين كبد و قلب بنام ( برسام ) است .
چگونه نيروى دنيا ضعف نباشد كه مجموعه قوا در او موجب ناراحتى و مرگش مىشود . و چگونه عزت دنيا ذلت نباشد كه هيچ كس در دنيا بعزتى نرسيد مگر اينكه دچار ذلتى طولانى شد . جز اينكه مدت عزت كوتاه ولى دوران ذلت طولانى است .
پس سزاوارترين شخص به بدگوئى از دنيا كسى است كه قدرت و نفوذى در دنيا داشته باشد زيرا او در تمام شبانه روز و هر ساعت و دقيقهاى انتظار از بين رفتن قدرت مالى خويش را دارد كه در نتيجه محتاج و نيازمند گردد و يا خويشاوندش دچار سانحهاى گردد و از ميان برود و يا اجتماعشان بافتراق بدل گردد ، و ساختمانهايش خراب شود و يا بالاخره در چنگال مرگ بيافتد كه هر چه را دوست داشته و به آن دلبسته بوده از دستش برود من از دنيا برايت بدگوئى ميكنم كه آنچه بدهد ميگيرد و بعد انسان را گرفتار بازخواست مىكند و هر لباسى كه بپوشى از ميان برميدارد و بالاخره انسان را لخت مىكند و بهر مقامى كه برسى عاقبت به خوارى ميكشاند و بعد اندوه و غم ميفزايد و هر كه عاشق و دلسوخته او باشد او را رها مىكند و شخص را به بدبختى ميكشاند . مطيع و پيرو خود را گمراه مىكند و هر كه به او اعتماد نمايد سخت به او خيانت مىكند مركبى چموش است و رفيقى خائن و راهى دشوار و پرتگاهى هولناك و احترام گرمى كه هر كس را احترام نموده عاقبت خوارش كرده . معشوقى است كه به هيچ كس دل نبسته . و مشتاقى است كه با هيچ كس همراهى نكرده . تو وفادار او هستى او خيانتكار ، تو به او راست ميگوئى او دروغ تو بوعده خود وفا ميكنى او خلاف وعده مىكند . هر كه تكيه بر او كند او را خميده مىكند و با هر كس در اختيارش قرار گرفت به شوخى و مسخره مىپردازد . در آن بين كه سرگرم استفاده از دنيا است دنيا او را مىخورد . همان موقع كه خدمت مىكند شخص ناگهان او را خدمتگزار مينمايد . ميان خنده به دنيا ديگران را بر او ميخنداند . در آن ميان
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣٣