تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
هيچ كس از مردم جرات قضاوت براى تو ندارند ولى تو خود قاضيهائى دارى كه دستورات ايشان را اجرا ميكنى و من بعضى از آنها را قبول دارم ولى از برخى ديگر بيمناكم . پادشاه پرسيد آن قاضيها كيانند ؟ جوابداد قاضيانى كه من به قضاوت آنها راضى هستم عقل تو است و آنچه از او ميترسم هواى نفس تو است . پادشاه گفت بالاخره حرف خود را بگو و مواظب باش سخن براستى بگوئى كه از چه وقت دچار اين بدبختى شده‌اى و چه كس ترا گمراه نموده ؟ گفت اما جريان من چنين بود كه در كودكى سخنى شنيدم در دلم جاى گرفت و مانند يك بذر در درون دلم روئيد پيوسته نمو ميكرد تا همچون درختى بارور به اين صورت كه مشاهده ميكنى درآمده و آن سخن چنين بود كه من شنيدم شخصى ميگويد : نادان چيزى كه هيچ نيست چيز ميانگارد و آنچه حقيقت دارد خيال مىكند چيزى نيست اگر كسى رها نكند چيز بىارزشى را به واقعيت نخواهد رسيد و تا بينش پيدا نكند و واقعيت را نيابد راضى نميشود كه ترك كند چيز بىارزشى را . اما واقعيت و چيز با ارزش آخرت است و آنچه ارزشى ندارد دنيا است . اين سخن در دلم جاى گرفت زيرا زندگى دنيا را مرگ ديدم و ثروت آن را فقر و شاديش را ناراحتى و صحتش را بيمارى و نيرويش را ضعف و عزت آن را ذلت . چگونه زندگى دنيا مرگ نيست كه انسان زنده مىشود تا بميرد او بمرگ يقين دارد و از زندگى در حال جدائى است . چرا ثروت دنيا فقر نباشد كه هر كس به مقدارى از دنيا دست يافت بواسطه نگهدارى آن مقدار ، باز نيازمند به چيز ديگرى است و نيازمند به بسيارى از چيزها در اين رابطه است . بعنوان مثال ميگويم شخصى احتياج بيك مركب سوارى دارد همين كه مركب را بدست آورد ، احتياج به علوفه و تيمارگر و طويله و لوازم نگهدارى او دارد باز براى خود اين اشياء چيزهاى ديگرى لازم است و نيازمنديهائى كه چاره‌اى از آنها نيست چه وقت نياز چنين كسى تمام مىشود و پايان مىپذيرد چگونه شادى آن آغشته باندوه نباشد كه دنيا در كمين اشخاصى است كه بهره‌اى از دنيا ببرند فورا چند برابر اندوه بكام او مىكند . اگر چشمش روشن شود بفرزندى آنچه از حزن و اندوه و بسيارى كه در انتظار اوست بسيار بيشتر است از اين شادى كه بوجود فرزند خود پيدا مىكند اگر بمال خود شاد شود ناراحتى تلف و نابودى مال بيشتر از
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 332 | العلامة المجلسي / موسى خسروى