بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
: خدا بما و تو عافيت عنايت كند نامهات رسيد كه يادآورى كرده بودى از آن شخصى كه به او جنايت شده و متضرر گرديده در آن نامه قيد كردهاى كه او را گرفتهاى و به من تذكر ميدادى كه چگونه با من برخورد ميكنى در باره او و ديگرى را برايم ميفرستى استدلال زياد نموده بودى و بكوردلى افتادهاى مايلى تو نيز وارد همان كار شوى .
ميگفتى او در مورد من به نظر و عقيده خود بنفع خويش عمل كرده و ميخواسته مردم به او تمايل پيدا كنند و كار بدست او باشد و هرطور مايل است عمل نمايد و خيال ميكرده كه من نيز پيرو او خواهم بود در صلاحديدهائى كه اظهار داشته تو خود نيز مرا به نظر خويش راهنمائى ميكنى كه پس از تو چگونه رفتار كنم . اين جريان درست نميشود مگر بيكى از دو صورت يا بپذيرم به همين صورتى كه هست يا به آنها هر چه مايلند بدهم و كار را تمام نمايد و گر نه در نظر ما كار صحيحى نيست و مردم اموالى كه در اختيار دارند واگذار نخواهند كرد و آنها را مىبرند . و كار با عقل و نظر تو درست نميشود و در مورد آنچه به آنها دادهاى برأى و مشورت كارى نكن زيرا كار بدست خداى يكتا است او هر چه بخواهد انجام مىدهد در مورد مردم . هر كه را خدا هدايت كند گمراهكننده ندارد و هر كه را گمراه كند هدايتكننده و براى او رهبرى نخواهى يافت .
گفتهاى در باره آنها با حيله و نيرنگ بازى رفتار كن چگونه ميتوانى حيله كنى با اينكه خداوند ميفرمايد :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا
في التورية و الانجيل تا اين قسمت آيه
وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ
.
اگر نظر آنها را بپذيرى راه مىآيند و تسليم ميشوند ولى من كارى را در مورد آنها انجام دادم كه تو نپذيرفتى و آنها نيز نپذيرفتند و خداوند زندگى مرا ادامه بخشيد و اين كار را باميد اصلاح كردم چون امير المؤمنين ( ع ) فرمود : نزديك شويد بپرسيد شخص دانا افاضه مينمايد و بهرهمند مىكند دست بر شكم خود ماليد و فرمود : اين شكم را پر از طعام نكردهام پر از علم است به خدا قسم آيهاى نازل نشده در خشكى و دريا و بيابان و كوه جز اينكه من مطلعم و ميدانم در باره چه كس نازل شده و به جهت فرمايش امام صادق ( ع ) كه فرمود : شكايت اهل مدينه را به خدا ميكنم من در ميان آنها همچون موى تن هستم كه سترده مىشود ، مىخواهند زبان