تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
عرض كردند از على بن جعفر گرفتم . سال بعد نيز ردائى با همان اوصاف خريدم و با خود بردم هيچ كس جز خدا نميدانست . همين كه وارد مدينه شديم امام پيغام داد كه برايم ردائى مثل پارسال از همان مرد بگيريد . از من پرسيدند گفتم : من آورده‌ام رداء را براى امام فرستادند . قرب الاسناد : عبد الرحمن بن حجاج گفت : از غالب غلام ربيع شش هزار درهم به قرض گرفتم با اين پول سرمايه‌ام تكميل شد مقدارى ديگر پول به من داد كه خدمت موسى بن جعفر تقديم كنم . گفت : وقتى احتياج بششهزار درهم نداشتى آن را هم به امام عليه السّلام بده . وقتى وارد مدينه شدم هر چه از مال خودم لازم بود بدهم با پولى كه غالب داده بود براى امام فرستاد . پيغام داد كه شش هزار درهم چه شد . عرضكردم من از او قرض گرفته بودم به من گفته بود بشما تقديم كنم وقتى جنس‌ها را فروختم تقديم ميكنم . باز پيغام فرستاد . كه زودتر بفرست احتياج به آن پول داريم . شش هزار درهم را فرستادم . قرب الاسناد : موسى بن بكر گفت : حضرت موسى بن جعفر نامه‌اى به من داد كه در آن چيزهائى خواسته بود برايش تهيه كنم . من نامه را زير جا نماز گذاشتم كوتاهى كردم وقتى رفتم خدمت آقا ديدم نامه دست خود امام است : از نامه پرسيد گفتم در خانه است ، فرمود : موسى وقتى كارى به تو ميگويم انجام بده اگر بر تو خشم ميگيرم فهميدم كه مأمورين آن نامه را به امام داده‌اند . قرب الاسناد : عثمان بن عيسى گفت : موسى بن جعفر عليه السّلام را در يكى از آبگيرهاى بين مكه و مدينه ديدم كه داخل آب است آب را داخل دهان مىكند بعد بيرون ميريزد آب زرد رنگ ديده مىشود با خود گفتم اين بهترين خلق خدا است در روى زمين ببين چكار مىكند . بعد در مدينه خدمتش رسيدم فرمود : كجا خانه گرفته‌اى ؟ گفتم : با رفيقم در خانه فلان كس مىنشينيم ، فرمود : فورى برويد لباسهاى خود را برداريد هم اكنون .