سليط حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ميفرمايد : به تو بگويم ابو عماره ! من از منزلم خارج شدم وصيت كردم به پسرم فلانى ( منظورش حضرت رضا عليه السّلام ) در ظاهر چند نفر از فرزندانم را با او شريك كردم ولى در باطن تنها به او وصيت نمودم اگر اختيار دست من ميبود امامت را در قاسم پسر ديگرم قرار ميدادم چون او را خيلى دوست دارم و به او مهربانم ولى اين كار مربوط بخداست بهر كس بخواهد او ميدهد .
اين دستور را جدم پيغمبر اكرم و جدم امير المؤمنين عليه السّلام به من دادند و به من او را و كسى كه با او است نشان دادند همين طور به هيچ كدام از ما ائمه وصيت نميشود مگر اينكه پيغمبر اكرم و على مرتضى عليهما السّلام خبر بدهند .
در اختيار پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله يك انگشتر و شمشير و عصا و كتاب و عمامهاى ديدم عرضكردم : اينها چيست يا رسول اللَّه ؟ فرمود : عمامه سلطان خداست ، شمشير عزت خدا است و كتاب نور او است ، اما عصا نيروى خدا است و انگشتر جامع همه اينها است . فرمود : امر امامت از تو خارج شده و به ديگرى داده خواهد شد عرضكردم :
نشان بدهيد كداميك از فرزندانم هست فرمود : نديدم هيچ يك از ائمه را كه ناراحتتر باشد از تو در جدا شدن امامت از او اگر امامت بمحبت و علاقه بود اسماعيل را پدرت بيشتر از تو دوست داشت ولى اين امر بتعيين خدا است .
در كافى نيز بسند خود از سليمان جعفرى نقل مىكند كه گفت : حضرت موسى بن جعفر بفرزندش قاسم ميگفت : پسرم حركت كن كنار بالين برادرت سوره ( و الصافات صفا ) را بخوان تا آخر خواند تا رسيد به اين آيه :
أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا
پسرك از دنيا رفت پس از اينكه او را كفن كردند و به طرف قبرستان بردند يعقوب بن جعفر رو بموسى بن جعفر نموده گفت : ما قبلا بالاى سر محتضر سوره
يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ
ميخوانديم شما دستور دادى ( و الصافات ) را بخوانند ؟
فرمود : پسرم اين سوره در بالاى سر هر كس كه گرفتار مرگ باشد خوانده شود خداوند او را زودتر آسوده مىكند و جانش خارج ميگردد .
سيد بن طاوس - تصريح كرده به زيارت قاسم ، زيارت او را قرين زيارت عباس