گرديد در بين ما .
مادرش از زنان بسيار محترم بود كه او را ام احمد ميناميدند حضرت موسى ابن جعفر به او خيلى علاقه داشت وقتى از مدينه به بغداد رفت ، امانتهاى امامت را به او سپرده فرمود : هر كس در هر موقع آمد و اين امانتها را از تو خواست بدان من از دنيا رفتهام و او جانشين من است و امامى است كه اطاعتش واجب است بر تو و ساير مردم . حضرت رضا عليه السّلام دستور داد كه از خانه نگهدارى كند .
وقتى هارون او را در بغداد مسموم كرد حضرت رضا عليه السّلام از ام احمد امانتها را خواست . ام احمد گفت واى پدرت شهيد شد ؟ فرمود : آرى اكنون از دفن او فارغ شدم آن امانتهائى كه پدرم موقع رفتن ببغداد در اختيارت گذاشت بياور من جانشين او و امام به حق هستم بر جن و انس . ام احمد گريبان چاك زده امانتها را تحويل داد و با آن جناب بامامت بيعت كرد .
وقتى خبر شهادت موسى بن جعفر عليه السّلام در مدينه منتشر شد اهالى مدينه بدر خانه ام احمد آمدند احمد با آنها به طرف مسجد رفت چون خيلى با جلالت و عابد و پارسا و با فضل بود و كراماتى نيز داشت مردم خيال كردند خليفه و جانشين پدرش اوست با او بامامت بيعت كردند از آنها بيعت گرفت بعد بر فراز منبر رفت و خطبهاى در نهايت بلاغت و فصاحت ايراد كرد آنگاه گفت : مردم ! همانطور كه اكنون همه شما با من بيعت كرديد و بيعت من به گردن شما است من نيز با برادرم على بن موسى الرضا بيعت كردهام بدانيد او امام و خليفه پيغمبر است بعد از پدرم او ولى اللَّه است كه اطاعتش بر من و شما از جانب خدا و پيغمبر واجب است هر دستورى بما بدهد .
تمام حاضرين گفتار او را با جان و دل پذيرفتند از مسجد خارج شدند پيش رو آنها احمد بن موسى بود بدر خانه حضرت رضا آمدند با على بن موسى الرضا عليه السّلام تجديد بيعت كردند . حضرت رضا عليه السّلام براى احمد دعا كرد و او پيوسته ملازم خدمت برادر بود تا اينكه مأمون از پى حضرت رضا فرستاد و او را براى ولايت عهد
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٥