تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بمرو دعوت كرد . اين احمد همان كسى است كه در شيراز دفن شده و معروف به سيد سادات و اهالى شيراز او را شاه چراغ مينامند . در زمان مأمون با گروهى قصد شيراز كرد منظورش اين بود كه خدمت برادرش حضرت رضا عليه السّلام برسد وقتى قتلغ خان فرمانرواى شيراز از طرف مأمون اين جريان را شنيد بدفع او از شيراز خارج شد و در محلى بنام خان زينان كه هشت فرسخ از شيراز فاصله داشت روبرو گرديد بين دو طرف جنگ درگرفت يكى از سپاهيان قتلغ گفت : اگر منظور شما رسيدن خدمت حضرت رضا است او از دنيا رفته . اطرافيان احمد كه اين حرف را شنيدند از گردش پراكنده شدند با او جز چند نفر از بستگان و برادرانش باقى نماند وقتى امكان بازگشت برايش نبود بجانب شيراز رهسپار گرديد مخالفين از او تعقيب كردند و در محلى كه دفن شده او را كشتند . بعضى در شرح حالش نوشته‌اند كه وقتى وارد شيراز شد در گوشه‌اى پنهان گرديد و مشغول بعبادت پروردگار شد تا باجل خود از دنيا رفت كسى به محل دفن او مطلع نبود تا زمان امير مقرب الدين مسعود بن بدر الدين كه از وزراء مقرب اتابك ابى بكر بن سعد بن زنگى بود او مشغول تعميرى بود در محل مرقد احمد بن موسى ناگاه جسدى صحيح كه تغيير نيافته پيدا شد كه در انگشت انگشترى داشت و نوشته بود : « العزة للَّه احمد بن موسى » جريان را به گوش ابى بكر رساندند بر فراز قبر او قبه‌اى بنا كرد پس از گذشت سالها مشرف بخراب شدن گرديد . ملكه تاشى خاتون مادر سلطان شيخ ابو اسحاق پسر سلطان محمود ساختمان آن را تجديد نمود و قبه‌اى عالى ساخت و در پهلوى آن مدرسه‌اى بنا كرد و قبر خود را كنار قبه آن جناب قرار داد تاريخ تجديد بنا در حدود 750 هجرى است . در سال 1243 فتحعلى شاه قاجار ضريحى از نقره خالص براى او ساخت روى قبرش نصف قرآن به خط كوفى خوب يافت شد كه روى پوست آهو نوشته بودند نصف ديگر آن با همين خط در كتابخانه حضرت رضا عليه السّلام است ، در آخر آن نوشته