تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
خواهند شد . عرضكردند : عجم يا رسول اللَّه ؟ ( قال لو كان الايمان متعلقا بالثريا لنا له رجال من العجم ) اگر ايمان به ثريا آويزان باشد گروهى از ايران آن را بچنگ مىآورند . اينكه در روايت كافى ميفرمايد : خداوند منت ميگذارد بوسيله گروهى از عجم يا دين را به آنها عطا مىكند و از عرب ميگيرد منظور همان استعداد فطرى و پذيرش قلبى است و سخت دلى و بد پذيرى عرب است نه اينكه واقعا خداوند از عرب بگيرد و بعجم بدهد كه موجب جبر گردد . در بصائر الدرجات - ص 374 - ابراهيم اصرار كرد كه حضرت رضا عليه السّلام به او پول بدهد امام عليه السّلام با شلاق خود خطى بر زمين كشيد شمشى طلا پديدار شد فرمود : اين را بردار استفاده كن و آنچه ديدى پنهان دار . بالاخره جدم بحر العلوم ( رحمه اللَّه ) گفت : آنچه شيخ مفيد و ديگران گفته‌اند كه وضع اولاد موسى بن جعفر همه خوب بوده بطور كلى قابل قبول نيست همچنين راجع بابراهيم چنانچه روايت پيش نيز شاهد اين مطلب است . هر چه هست اين ابراهيم جد سيد مرتضى و رضى ( ره ) است ، زيرا آن دو پسر ابى - احمد نقيب هستند و او حسين بن موسى بن محمّد بن موسى بن ابراهيم بن موسى بن جعفر عليه السّلام است . از عبارت شيخ مفيد در ارشاد و طبرسى در اعلام الورى و ابن شهر آشوب در مناقب و اربلى در كشف الغمه چنين استفاده مىشود كه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام يك پسر بنام ابراهيم داشته ، ولى صاحب عمدة الطالب مينويسد : دو پسر آن جناب ابراهيم نام داشته‌اند : يكى ابراهيم اكبر و ديگرى ابراهيم اصغر كه هم او مرتضى لقب داشته و نسل از همين كوچكى بوده مادرش كنيز صاحب فرزندى از نوبيه بنام نجيّه بود ، بايد چنين نيز باشد زيرا دانشمندان علم نسب واردتر از ديگران در اين فن هستند . ظاهرا كسى كه از او پرسيدند پدرت زنده است همان ابراهيم اكبر بوده و
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 273 | العلامة المجلسي / موسى خسروى