و كنيزى كه از شش ماه كمتر داشته مالك آنها بوده قديمى نيستند ( طبق آيه شريفه ) و آزاد نخواهند بود . از خدمت امام مرخص شد چنان مبتلا به فقر و تنگدستى شد كه خدا ميداند .
توضيح - شايد واقفى مذهبان به اين روايت كه از حضرت صادق رسيده كه فرزندان من يكى قائم است ، يا اينكه موسى قائم است متمسك شدهاند حضرت رضا عليه السّلام توضيح ميدهد كه قائم از نسل امام موسى كاظم است نه اينكه خود او قائم باشد .
رجال كشى - محمّد بن اسماعيل بن ابى سعيد زيات گفت : با زياد قندى به حج رفتم شب و روز با هم بوديم در راه مكه و در طواف شبى بجستجوى او شدم تا صبح او را نيافتم . صبحگاه كه او را ديدم گفتم ، از دير آمدنت خيلى ناراحت شدم چرا دير آمدى ؟
گفت : تمام شب را در ابطح خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم پسرش على بن موسى الرضا نيز طرف راست او بود . فرمود : ابو الفضل يا زياد ! اين پسرم على سخنش سخن من و كارش كار من است اگر حاجتى داشتى از او بخواه و حرف او را بپذير ، او جز حقيقت در راه خدا هيچ نميگويد .
ابن ابى سعيد گفت : مدتى گذشت تا پيشآمد به راه مكه شد ، زياد نامهاى براى حضرت رضا عليه السّلام نوشت از او پرسيد كه اين حديث را اظهار كنم يا نه . حضرت رضا عليه السّلام جواب داد : اظهار كن ترا گزندى نميرسد .
زياد در ميان مردم شروع به تبليغ ناروا كرد تا بالاخره مذهب واقفه پيدا شد يك روز به او گفتم : چه كارى بالاتر از اين است كه تبليغ از امام كنى . گفت :
حالا موقع اين حرفها نيست . هر چه من در كوفه و بغداد و جاهاى ديگر اينحرف را تكرار كردم ، همان جواب را ميداد تا بالاخره يك روز گفت : اگر از على بن موسى الرضا تبليغ كنم اين حديثهايى كه نقل كردهايم ( در مورد مذهب واقفه ) همه باطل مىشود .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩