تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

بخش ششم مناظره‌هاى امام عليه السّلام با خلفاء و جريانهائى كه بين آنها اتفاق افتاد و پاره‌اى از احوال على بن يقطين

اختصاص - ص 54 - محمّد بن زبرقان دامغانى گفت : موسى بن جعفر فرمود : وقتى مرا پيش هارون الرشيد بردند سلام كردم جواب نداد بسيار خشمگين بود . نامه‌اى پيش من انداخته گفت : بخوان ، نامه را خواندم خدا ميدانست كه من در آن مورد هيچ تقصيرى نداشتم ، در آن نامه نوشته بود كه براى موسى بن جعفر از اطراف عالم پيروان گزاف گوى و غالى كسانى كه بامامت او اعتقاد دارند خراج مىآورند اين كار را يك وظيفه دينى ميدانند و بر خود واجب ميشمارند تا وقتى كه خداوند زمين و كسانى كه بر روى زمين هستند برهبران واقعى بسپارد ، معتقدند كه هر كس يكدهم مال خود را به آنها ندهد و تصديق بامامت آنها نداشته باشد و به اجازه ايشان مكه نرود و بامرشان جنگ نكند و غنيمت را به آنها نسپارد و آنها را بر جميع مردم فضيلت ندهد و اطاعت ايشان را واجب نداند مانند اطاعت خدا و پيامبر ، كافر است ، خون و مالش حلال است . در آن نامه نسبت‌هاى ناروائى بود مثل ازدواج بدون شاهد و حلال شدن زنان مردم به اجازه امام اگر چه با يكدرهم باشد و بيزارى از خلفاى پيشين كه در نماز به آنها لعنت ميكنند و معتقدند هر كس از آنها متنفر نباشد زنش به او حلال نيست هر كس نماز را بتأخير اندازد نمازش درست نيست بواسطه اين آيه قرآن :
أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
« 1 » چنين ميپندارند كه ( غى ) يك دره‌اى است در جهنم .
هامش
( 1 ) سوره مريم آيه 59 نماز را نابود كردند و پيرو شهوت‌ها شدند به زودى گمراه ميشوند .