تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
هر چه از غذاهاى بن دندان و اطراف لثه بيرون آمد آن را فرو ببرى هر چه ماند بوسيله خلال خارج ميكنى و بيرون مياندازى . سپس طشت و آب آوردند ابتداء از طرف چپ شروع كرد تا رسيد بايشان دست خود را شست سپس دست كسانى كه طرف راست بودند شستند تا تمام شد . آنگاه فرمود : عاصم چگونه بهم رسيدگى ميكنيد و به درد هم ميخوريد ؟ عرضكرد : ببهترين وجهى كه مردم ممكن است بهم برسند . فرمود : اگر يكى از شما تنگدست شد مىآيد به خانه برادرش و ميگويد كيسه پول او را بياورند و مهر از سر كيسه برداشته آنگاه هر چه لازم داشت برميدارد و كسى به او اعتراض نميكند ؟ عرضكرد : نه اين طور نيست . فرمود : پس آن طور كه من دوستدارم ، شما بهم رسيدگى و كمك نداريد هنگام تنگدستى و فقر . ابراهيم بن ابى البلاد گفت : حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام به من فرمود : كه هر روز پنج هزار مرتبه استغفار ميكنم . قرب الاسناد - ص 173 - حسين بن ابى الفرندس گفت : حضرت موسى بن جعفر را در منى ديدم كه شبيه شلوار چيزى بر پا داشت و ردائى بر دوش ، تكيه كرده بود به چند جوان سياه روى دست راست خود . غلام سياهى قدحى خرما آورد شروع كرد به خوردن با دست چپ و به روى دست راست خود تكيه نموده بود . اين جريان را بيكى از دوستانم نقل كردم گفت : تو ديدى با دست چپ ميل كند گفتم : بلى . گفت : به خدا سوگند سليمان بن خالد گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : امام هر دو دستش راست است . قرب الاسناد : حسين بن موسى بن جعفر عليه السّلام از مادر خود نقل كرد كه گفت : موسى بن جعفر عليه السّلام رو به قبله روى پشت بام خوابيده بود من پايش را مى خاراندم ناگهان از جاى جست و لباس خود را روى زمين ميكشيد بسرعت رفت . من از پى ايشان رفتم ديدم دو غلام با دو كنيز مشغول صحبت هستند ولى ديوار بين