تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
بود عرض كردم : آقا كارگرها كجا هستند فرمود : على ! با دست خود كسانى كار كرده‌اند كه از من و پدرم بهتر بوده‌اند ، عرضكردم : كيانند آنها . فرمود : پيغمبر اكرم و امير المؤمنين عليهما السّلام اجداد من همه با دست خود كار ميكردند ، كار كردن شيوه پيامبران و مرسلين و اوصياء و صالحين است . كافى : ابو بصير گفت : در سالى كه حضرت صادق عليه السّلام از دنيا رفته بود خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم عرضكردم آقا چه شد كه شما يك قوچ قربانى كردى فلان كس شتر كشت . فرمود : نوح در كشتى بود با آنچه در كشتى قرار داشت كشتى مأموريت داشت اطراف خانه كعبه طواف كرد كه همين طواف نساء است بعد مهار كشتى را رها كرد خداوند بكوهها خطاب كرد كه من كشتى نوح را روى يكى از شما قرار خواهم داد كوهها بر خود باليدند و كبر نمودند اما كوه جودى تواضع و فروتنى كرد كه يكى از كوههاى شهر شما است . سينه كشتى در روى آن كوه قرار گرفت . نوح در اين موقع گفت : « يا ماوى اتقن » به زبان سريانى يعنى خدايا اصلاح كن ، ابو بصير گفت گمان كردم امام عليه السّلام كنايه بنفس خود داشت . كافى : هشام بن احمر گفت : با حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ميرفتم در اطراف مدينه ناگهان امام از مركب خود فرود آمد و سر به سجده گذاشته سجده‌اى طولانى كرد آنگاه سر برداشت و سوار شد . عرضكردم : فدايت شوم سجده‌اى طولانى كردى ؟ فرمود : به ياد يكى از نعمت‌هاى خدا بر خود افتادم خواستم شكر خدايم را كنم . كافى : عيسى شلقان گفت : من نشسته بودم موسى بن جعفر عليه السّلام رد شد با او چارپائى بود گفتم : غلام نمىبينى پدرت چه مىكند بما كارى را دستور ميدهد بعد ما را از آن نهى مىكند بما دستور داد نسبت به ابو الخطاب مهر بورزيم ، اينك