تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مجموع عقايد فقها است كه از صحابه و تابعين گرفته‌اند پس چرا ما گفتار آنها را به علم ضرورى نمىتوانيم دريابيم و اين از چيزهائى نيست كه مذاهب فقها آن را بوجود آورده باشد و كسى در اسلام راجع به آن اختلاف ندارد . هر جوابى در اين مورد به ما دادند همان جواب را به تو خواهيم داد تا سؤال تو را باطل نمايد . خداوند راهنماى راه درست است . نتوانست حرفى بزند و سخن قابل ذكرى نداشت . سيد مرتضى رحمة الله عليه گفت بعد از اين حكايت به شيخ گفتم اگر آنها خود را وادار نمايند به اينكه بگويند جعفر بن محمد و پدرش امام باقر عليه السلام و فرزندش موسى بن جعفر اهل فتوى نبودند ولى اهل زهد و صلاح بودند . شيخ در جواب گفت بسيار خوب ، ما در اين مكابره مسامحه مىكنيم و مىپذيريم . به آنها مىگوئيم مگر خود شما و هر مسلمان اهل كتاب و دشمن على عليه السلام و دوست آن جناب معتقد نيست كه امير المؤمنين عليه السلام از اهل فتوى بود . چاره‌اى ندارند جز اينكه بپذيرند . مىگوئيم پس چرا تمام نظرات آن جناب را نمىدانيم آن طورى كه مذاهب فقها را مطلع هستيم بلكه نظرات صحابه مانند زيد و ابن مسعود و عمر بن خطاب ؟ اگر آنها بگويند شما علم ضرورى به آن داريد مىگوئيم به آنها ، اين علم ضرورى يا همان مطالبى است كه شما نقل مىكنيد يا آنچه ما نقل مىكنيم كه مطابق فرمايش فرزندان امير المؤمنين عليه السلام ؟ اگر بگويند مطالبى است كه ما نقل مىكنيم نه آنچه شما نقل مىكنيد به آنها مىگوئيم ما همان دليلى كه شما آورديد مىگوئيم و با شما مكابره مىكنيم كه چرا ما نبايد علم ضرورى به گفتار و فتوى آنها داشته باشيم . اگر قبول كنند مىگوئيم به آنها پس علم براى شما حاصل است و در مورد آنچه ما از امير المؤمنين عليه السلام نقل مىكنيم ولى شما از روى عناد انكار مىكنيد و هيچ جاى فرق نيست و همين نيز رد مىكند دليلى را كه آوردند براى نداشتن علم ضرورى به مذاهب اولاد پيامبر صلى الله عليه و آله كه چون بين مذاهب فقها متفرق شده است زيرا امير المؤمنين عليه السلام قبل از اين فقها بوده و او صاحب نظر خاصى بوده است . اگر باز عذر خواستند با اينكه مذاهب او در گفتار صحابه
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 441 | العلامة المجلسي / موسى خسروى