بفرستد دليل بر شجاعت خود او نيست .
مطلب ديگر : ابا بكر اين حرف را وقتى زد كه خشمگين شده بود از مخالفت مردم با خود و هيچ اختلافى بين عقلاء نيست كه شخص عصبانى در هنگام خشم چنان به هيجان مىآيد كه رأى خود را از دست مىدهد و حرفهائى مىزند كه هنگام عادى به آن وفا نمىكند و كارهائى مىكند كه بعد از فرو نشستن خشم پشيمان مىشود . اين كار هم دليل بر ديوانگى و فساد عقل او نيست كه لازم باشد او را از ميان انديشمندان خارج نمود . خود او در خطبه مشهورش كه احدى در آن اختلاف ندارد و تصريح به اين مطلب نموده و ياران خاصش قبول دارند و اين حرف او را از مفاخرش مىدانند كه گفت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و هيچ كس از او مطالبه يك شلاق و بالاتر از شلاق را نكرد او معصوم از خطا بود . ملائكه به وحى خدمتش مىرسيدند ، به من تحميل نكنيد آنچه را بر پيامبر صلى الله عليه و آله تحميل مىگرديد مرا شيطانى است كه دچارم مىشود ، هنگام خشم وقتى ديديد خشمگين هستم از من پرهيز نمائيد كه مبادا موى از تن شما بكنم و يا پوست بدنتان را بيازارم .
چنانچه ملاحظه مىكنيد خود اين مرد از خشم و غضب خويش پوزش مىخواهد در كردار و گفتار و متوجه مىكند آنها را به اين حال . به همين جهت مطمئن بود از مخالفت و اعتراض مخالفين در هنگام خشم چون مىدانستند از مخالفت مخالفين چقدر خشمگين مىشود كه وادارش كرد اين حال به گفتن چنين حرفى . ديگر آن شخص سخنى نگفت .
استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
فرمود : جوانى از انصار پيش من مىآمد براى آموختن علم كلام . روزى گفت من ديشب با طبرانى رئيس زيديها بحث كردم به من گفت شما شيعهها حنبلى مذهب هستيد يا اينكه حنبلىها را مسخره مىكنيد ؟ گفتم به چه دليل ؟ گفت حنبلىها خواب را معتبر مىدانند شما هم معتبر مىدانيد ، آنها ادعاى معجزه براى