تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اين خبر به حضرت صادق عليه السلام رسيد . فرمود : بگويد تعداد آنها چقدر است و چند عدد آن نر و چند عدد ماده است ؟ اگر او به وجود آورده وزن هر كدام چه اندازه است و دستور دهد او كه به اين صورت آنها را درآورده به صورت ديگرى درآيند . نتوانست جواب بگويد ، فرار كرد . مناقب ابن شهر آشوب يونس در حديث خود نقل مىكند كه ابن ابى العوجاء از حضرت صادق عليه السلام پرسيد به چه جهت بيماريهاى مختلف موجب مرگ است ؟ بعضى به ناراحتيهاى شكم و بعضى با سل مىميرند ؟ امام عليه السلام فرمود : اگر يك علت فقط موجب مرگ مىشد مردم آسوده بودند تا همان علت و بيمارى به خصوص پيدا شود ، خداوند خواست كه مردم در هر حال اطمينان به خود نداشته باشند . پرسيد چرا دل انسان متمايل سبزه است بيشتر از مقدارى كه تمايل به چيزهاى ديگر دارد ؟ فرمود : چون دل را خداوند سبز آفريده ( يعنى منبع معروف كه تعبير و تفسير سبز است ) و هر چيزى كه متمايل به هم شكل خويش است . روايت شده كه وقتى خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيد امام پرسيد اسم تو چيست ؟ ابن ابى العوجاء جوابى نداد . امام رو به جانب ديگران كرد . ابن ابى العوجاء برگشت نزد ياران خود پرسيد چه شد ؟ گفت اولين سؤالى كه كرد بسيار بد بود . از نام من پرسيد اگر مىگفتم عبد الكريم است مىپرسيد آن كريم كيست كه تو بنده او هستى ؟ يا بايد اقرار به خدا مىكردم و يا بايد اظهار چيزى را مىكردم كه پنهان داشته‌ام . گفتند برويم . ابن ابى العوجاء كه رفت حضرت صادق عليه السلام فرمود : ابن ابى العوجاء پيش دوستان خود برگشت . در حالى كه مغلوب شده بود و ذلت مغلوب شدن در چهره‌اش آشكار بود يكى از آنها گفت اين استدلالى است كه باطل را از ميان برمىدارد ، راست گفته اگر اميد ثواب و ترس از عقاب نباشد مردم همه مساوى هستند ، ولى اگر برگشت جهان به ثواب و عقاب برسد ما هلاك‌شده‌ايم .