تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ابن ابى العوجاء به ياران خود گفت مگر او پسر كسى كه مردم جهان را مغلوب كرده نيست ؟ دستور در قرآنش داد و وضع آنها را عوض كرد و اموالشان را تقسيم نمود و زنان آنها را حرام كرد ( كنايه از حركت سريع و قدرت و نفوذ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است ) . تفسير قمى مىنويسد : مردى از منكرين از ابو جعفر احول پرسيد اين آيه را برايم توضيح بده
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
و در سوره ديگر مىفرمايد
وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ
بين اين دو آيه چه فرق است ؟ ابو جعفر گفت من نتوانستم جواب او را بدهم . به مدينه رفتم و خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم از آن دو آيه پرسيدم ، فرمود : در آيه اول كه مىفرمايد اگر ترسيديد از انجام ندادن عدالت يكى بگيريد منظور عدالت در خرج و نفقه است و در آيه دوم كه مىفرمايد هرگز نمىتوانيد عدالت روا داريد ، گر چه خيلى مايل باشيد در مورد محبت است زيرا هيچ كس نمىتواند در محبت بين دو زن عدالت روا دارد . ابو جعفر احول جواب را براى آن مرد آورد . گفت اين جواب از حجاز آورده شده . فروع كافى ج 2 صفحه 275 . حضرت صادق عليه السلام به ابى حنيفه گفت : چه مىگوئى در مورد خانه‌اى كه روى چند نفر خراب شده فقط دو نفر پسر بچه باقيمانده ، يكى حرّ و ديگرى برده او بوده . حالا حرّ از برده و غلام شناخته نمىشود . ابو حنيفه گفت نصف از اين و نصف از آن آزاد مىشود و مال بين آنها مساوى تقسيم مىگردد . حضرت صادق عليه السلام فرمود : چنين نيست بايد قرعه كشيد . هر كدام قرعه به او اصابت كرد حرّ است و آن ديگرى آزاد مىشود و مولاى او خواهد بود . كتاب اختصاص . محمد بن مسلم گفت : ابو حنيفه خدمت امام صادق عليه السلام رسيد ، عرض كرد من پسر شما موسى را ديدم نماز مىخواند و مردم از جلو او در رفت و آمد هستند .