تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
تو بفهمانم تعبير از من است منظورم جز اين نيست كه خدا سميع و بصير و عالم و خبير است بدون اينكه اختلافى در ذات و يا اختلاف در معنى پيدا كند . باز پرسيد پس او چيست ؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود : او پروردگار و معبود است او اللَّه است از گفتن اللَّه منظورم اثبات الف لام و لاه نيست منظورم كسى است كه خالق اشياء و سازنده آنها است . اين حروف بر او دلالت دارد ، او يك معنى است به نام اللَّه و رحمان و رحيم و عزيز و ساير نامهايش كه ناميده شده او معبود بزرگ و عزيز است . گفت هر چه به وهم ما درآيد و برايش يك معنى در نظر بگيريم مخلوق است . امام صادق ( ع ) فرمود : اگر آن طور كه تو مىگوئى صحيح باشد اعتقاد به توحيد از ما برداشته شده ، زيرا ما مكلف نيستيم معتقد شويم چيزى را كه معنى نداشته باشد و غير موهوم باشد ولى ما مىگوئيم هر چيزى كه با حواس تصور شود و درك گردد و بتواند حواس ما برايش حد و اندازه‌اى بسازد و در وهم و خيال ما درآيد مخلوق است « 1 » . چاره‌اى نداريم از اينكه براى اشياء و موجودات صانعى ثابت كنيم منزه از دو جهت ناستوده ، جهت اول : نبودن ( خدا هست ) زيرا نبودن عدم و نيستى است . جهت دوم : تشبيه ( خدا به هيچ چيز شباهت ندارد ) او را منزه مىدانيم از اينكه شبيه يكى از مخلوقات باشد ، زيرا شباهت داشتن به چيزى ، از صفات مخلوق است كه از چند چيز تركيب و تأليف يافته‌اند ، راهى نيست جز اينكه براى اين موجودات و پديده‌ها سازنده و آفريننده‌اى معتقد باشيم كه مثل آنها نباشد زيرا چيزى كه مثل آنها باشد داراى اين صفات خواهد بود تأليف و تركيب و حدوث ( سابقه نبودن و بعد هست شدن ) و تغيير حال از كوچكى به بزرگى و سياهى به سفيدى و نيرو به ضعف و
هامش
( 1 ) سئوال‌كننده از سؤالهاى مكرر خود در مورد اينكه خدا چيست و جوابهاى امام چنين درك مىكند كه ذات خدا را مىتواند تصور نمايد . به همين جهت مىگويد پس هر چه تصور شود مخلوق است . امام عليه السلام در جواب او مىفرمايد : خدا ذاتى است كه فقط ما مىتوانيم بگوئيم هست اما نه شبيه ديگر موجودات بيش از اين راهى براى درك او نداريم .