تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مىآورد ( در خوشحالى چهره‌اش بشاش و در خشم گرفته و عبوس و خونهايش به جوش آمده ، رگها متورم مىشود ) و اين اختصاص به مخلوق عاجز و نيازمند دارد . خدا بزرگ و عزيز و بخشنده است ، نيازى به مخلوق خود ندارد ، تمام جهانيان به او نيازمندند . آفرينش را آفريد بىآنكه احتياجى به آفريدن آنها داشته باشد و بىآنكه از كسى اقتباس نمايد يا طرح آن را از ديگرى فرا گيرد . گفت پس معنى
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
چيست ؟ فرمود : خداوند خود را چنين ستوده او بر عرش تسلط دارد و از آفريده‌ها جداست ، نه اينكه بر روى عرش قرار گرفته باشد و عرش او را در بر داشته باشد . ما مىگوئيم او نگهدار عرش و حامل آن است و هم در مورد آيه
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آنچه خداوند در مورد عرش و كرسى فرموده قبول داريم ولى ذات مقدسش را منزه مىدانيم از اينكه عرش و كرسى جا و مكانش باشد و محتاج به جا و مكان يا چيز ديگرى از مخلوقات خود شود بلكه آفرينش به او نيازمند است . سائل پرسيد چه فرق است بين اينكه دست‌هاى خود را به آسمان بلند كنيد يا به طرف زمين پائين بياوريد ؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود : اين كار در علم و قدرت و احاطه خدا مساوى است ولى او خود به اوليائش دستور داده كه دستهايشان را به آسمان بلند كنند جانب عرش ، زيرا عرش معدن روزى است پس ما آنچه قرآن ثابت كرده پذيرفته‌ايم و اخبار از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آنجا كه مىفرمايد ارفعوا ايديكم الله الله عز و جل دستهاى خود را به جانب خدا بلند كنيد و تمام امت بر اين وضع اتفاق دارند « 1 » . از كتاب غرر سيد مرتضى رضى الله عنه نقل شده كه جعد بن درهم در شيشه مقدارى خاك و آب ريخت بعد كرمها و جانورانى پديد آمد ، به ياران خود گفت من اينها را آفريده‌ام چون من وسيله وجود آنها شده‌ام .
هامش
( 1 ) بقيه سؤال مربوط به اثبات انبياء است كه عينا قبلا ترجمه شده است و اين خبر جزئى از خبر سابق است و اضافه بعضى از نسخه‌ها را از جهت اختصار صرف نظر كرديم .