جلوه داده بودند كشتن دخترها و زنده بگور كردن آنها را از ترس فقر و ننگ . گفتهاند اينكه كشتن دختر بين اعراب رايج گرديد به علت آن بود كه نعمان بن منذر حمله كرد به قبيلهاى و زنان آنها را اسير كردند در ميان آن زنان دختر قيس بن عاصم نيز بود بعد بين دو قبيله صلح شد و همه زنان تقاضاى برگشت به قبيله خود را نمودند مگر دختر قيس كه او گفت من پيش همين قبيله مىمانم . قيس سوگند ياد كرد هر دخترى كه برايش متولد شود او را زنده به گور كند اين كار بين آنها رسم شد .
آيه « حجر » يعنى حرام است منظور چهارپايان و زراعتهائى است كه مخصوص خدا و بتها است كه مىگفتند جز به كسانى كه بخواهيم نمىدهيم بخورند خداوند در اين آيه اعلام مىكند اين تحريم يك ادعائى است از طرف آنها و دليلى ندارد آنها اين خوردنيها را حلال نمىدانستند مگر براى مردانى كه در خدمت بتها بودند نه زنان آنها «
وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها
» يعنى چهارپايانى كه سوار شدن بر آنها حرام است كه عبارتند از سائبه ، بحيره و حام «
وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
» گفتهاند اعراب با آن چهارپايان حج انجام نمىدادند گفتهاند آن دسته از چهارپايانى است كه به نام بتهاى خود مىكشتند نام خدا را بر آنها نمىبردند
« افْتِراءً عَلَيْهِ »
به خدا تهمت مىزدند چون مدعى بودند خداوند به آنها چنين دستورى را داده «
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ
» مىگفتند هر چه از اين چهارپايان سود و منفعتى بدست آيد اختصاص به مردان دارد و زنان از آن محرومند . منظور شير بحيره و سائبه است به نقل از ابن عباس و ديگران .
بعضى گفتهاند منظور جنهاى بحيره و سائبه آنچه زنده از آنها متولد مىشود اختصاص به مردان دارد و به زنان نمىرسد اما هر چه مرده به دنيا آمد بين زن و مرد مشترك خواهد بود گفته شده منظور از آن هر دوى آنها است «
وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا
» يعنى زنان .
در باره آيه
فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ
معنى آيه اينست كه اگر آنها شاهدى نيافتند براى آنها شهادت دهد بر تحريم آن حيوانات و خودشان شهادت دادند تو با آنها شهادت مده .
در مورد آيه
عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا
منظور از دو طايفه يهود و نصارى است
وَ إِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِينَ
. يعنى ما از خواندن كتاب آنها غافل بوديم .
در مورد آيه
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً
حمزه و كسائى « فارقوا » قرائت