تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و در باره
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ
يعنى دانشمندان كفار و رؤساى آنها مردم را به خط كفر رهبرى مىكردند
لِيُجادِلُوكُمْ
با شما مجادله مىكردند در خوردن گوشت مرده چنانچه قبلا ذكر شد . عكرمه مىگويد بعضى از مجوس فارس براى دوستان قريشى خود نوشتند كه محمد و ياران او مدعى هستند كه ما پيرو فرمان خدا هستيم ولى آنچه خود مىكشند مىخورند ولى آنچه خدا كشته حرام مىدانند از اين حرف قريش خوششان آمد اينست وحى و الهامى كه شيطان‌ها به دوستان خود مىكنند . ابن عباس گفته منظور ابليس و سپاه اوست كه به دوستان انسانى خود وحى مىكنند با وسوسه كردن در دلهاشان در باره آيه
وَ هذا لِشُرَكائِنا
منظور از شركاء بت‌ها است . بت‌ها از آن جهت شريك آنهايند كه از اموال خود براى آنها سهمى قرار داده‌اند .
فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ
در مورد اين آيه اقوال زيادى است : اول : آنها براى خدا زراعت مىكردند و براى بت‌ها نيز زراعت مىكردند . وقتى زراعتى كه به نام خدا كرده بودند محصول خوبى مىداد ولى زراعت بت‌ها محصول خوب نمىداد مقدارى از زراعت خدا را در راه بت‌ها صرف مىكردند . مىگفتند خداوند بىنياز است ولى بت‌ها نيازمندند اما اگر محصول مخصوص خدا كم مىشد و زراعت بت‌ها زياد براى خدا چيزى نمىدادند و مىگفتند خدا بىنياز است . چهارپايان را نيز تقسيم مىكردند بين خدا و بت‌ها آنچه مربوط به خدا بود به ميهمانان مىدادند اما سهم بت‌ها را در راه بت خرج مىكردند . دوم : وقتى سهم بت‌ها با سهم خدا مخلوط مىشد بر مىگرداندند ولى وقتى آنچه متعلق به خدا بود با سهم بت‌ها مخلوط مىشد بر نمىگرداندند مىگفتند خداوند بىنيازتر است وقتى آبى كه در سرزمين خدا بود رخنه پيدا مىكرد به سرزمين بتها آب را نمىبستند ولى وقتى آب زمين بت‌ها به زمين خدا جارى مىشد آن را مىبستند مىگفتند خدا بىنيازتر است به نقل از ابن عباس و قتاده همين نظر از ائمه عليهم السلام نيز نقل شده . سوم : هر چه از سهم بت‌ها مىمرد از سهم خدا جاى آن مىگذاشتند ولى اگر از سهم خدا مىمرد از سهم بت‌ها بجاى آن نمىگذاشتند . در مورد آيه
قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ
مىنويسد : يعنى شياطينى كه به نظر آنها خوب