تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
آيات كتاب را آشكار مىكنيد و بسيارى را پنهان مىنمائيد منظور صفات پيامبر است و اشاره به سوى آن جناب است .
وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ
گفته‌اند اين آيه خطاب به مسلمانان است بعضى گفته‌اند خطاب به يهود است يعنى تورات را آموختيد ولى ضايع نموديد يا منظور اينست كه قرآن را فرا گرفتيد و ياد نگرفتيد
قُلِ اللَّهُ
بگو خدا اين آيات را نازل كرده ، بعد آنها را بگذار در همان باطلى كه فرو رفته‌اند بمانند اين امر تهديد است از جانب خدا . و در باره آيه
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ
مىنويسد : منظور از جن در اين آيه ملائكه است به جهت پنهان بودن آنها از چشم . گفته‌اند : قريش معتقد بودند كه خداوند جن را به ازدواج در آورد ملائكه در ميان آنها بوجود آمد در اين صورت منظور همان جن معروف است بعضى گفته‌اند منظور از جن شيطان است زيرا آنها پيرو شيطان شدند در بت‌پرستى
وَ خَلَقَهُمْ
ضمير هم به همه آنها بر مىگردد يا به جن تنها بر مىگردد معنى آيه چنين مىشود خداوند خالق جن است چگونه جن شريك او مىشود . مىتواند معنى آيه چنين باشد خداوند جن و انس را آفريده . گفته‌اند منظور از آيه مجوس است زيرا مىگفتند يزدان و اهرمن كه اهريمن به عقيده آنها همان شيطان است خلقت موجودات موذى و شرور و اشياء زيان‌آور را به اهرمن نسبت مىدهند و شبيه آنهايند ثنويها كه معتقد به دو مبدأ نور و ظلمت هستند .
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ
از خود درآوردند و مردم را به اشتباه انداختند و به دروغ به خدا نسبت دادند كه داراى پسر و دختر است مشركان مىگفتند ملائكه دختران خدايند و نصرانيان مىگفتند مسيح پسر خدا است و يهود معتقد بودند عزير پسر خدا است بدون دليل . در باره آيه
وَ لِيَقُولُوا
درست مىنويسد : يعنى اين مطالب را از يهود ياد گرفته‌اى و منظور اينست كه سبب سخن آنها كه گفتند از يهودان ياد گرفته‌اى خواندن آيات بود . در باره آيه
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ
گفتند قريش يا محمد تو به ما اطلاع داده‌اى كه موسى داراى عصايى بود كه آن را به سنگ زد و دوازده چشمه باز شد و به ما مىگوئى عيسى مرده را زنده مىكرد و خودت اطلاع مىدهى كه ثمود داراى ناقه و شترى بودند ، خودت نيز نشانه‌اى مانند آنها بياور تا تصديقت كنيم . پيامبر اكرم فرمود چه چيز مايلى برايت بياوريم