است كه در قلب از شيطان قرار مىگيرد .
114 - تفسير قمى -
وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا
تا اين آيه
وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
ابن سنان از حضرت صادق ( ع ) نقل كرد كه فرمود اين آيه نازل شد در باره امير المؤمنين عليه السلام و عثمان جريان اين بود كه بين آنها در مورد باغى اختلاف بود امير المؤمنين عليه السلام فرمود راضى هستى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد اختلاف ما حكومت كند . عبد الرحمن بن عوف گفت حكومت را پيش پيامبر مبر زيرا به نفع او و به ضرر تو حكم خواهد كرد . ولى حكومت را به ابن شيبه يهودى ببر .
عثمان گفت جز ابن شيبه يهودى كسى را نمىخواهم . ابن شيبه به عثمان گفت شما به حضرت محمد صلى الله عليه و آله در مورد وحى آسمان ايمان و اعتقاد داريد ولى در مورد حكومت و قضاوت اعتماد نداريد خداوند اين آيه را نازل كرد
وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
تا
بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
.
سپس امير المؤمنين عليه السلام را ذكر كرده و فرموده
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
تا
فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
.
115 - تفسير قمى - آيه
وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ
گفتند آنچه حضرت محمد صلى الله عليه و آله مىخواند و به ما خبر مىدهد از يهود ياد مىگيرد و علماى نصارى برايش مىنويسند و مردى به نام ابن قبيطه هر صبح و شام برايش نقل مىكند .
و در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر است
إِفْكٌ افْتَراهُ
فرمود افك دروغ است
وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ
يعنى كمك مىكنند به او ابا فهيكه و حبر و عداس و عابس غلام حويطب .
آيه
وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها
اين سخن نضر بن حارث بن علقمه كلده است كه گفت داستانهاى پيشينيان است نوشته آنها
فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
.
116 - تفسير قمى -
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
يعنى شايد تو خود را به كشتن دهى « 1 » آيه
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ
هشام از حضرت صادق ( ع )
هامش
( 1 ) اگر چه در اينجا على بن ابراهيم( باخِعٌ )را خادع معنى كرده و اين معنى در لغت نيست مخصوصا در چند صفحه قبل همين آيه را ( قاتل ) معنى كرده همانطور كه ترجمه كرديم .