تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىگويد در خواب مىبيند . بعضى گفتند بلكه دروغ مىگويد
بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ
بعضى گفتند او شاعرى است اگر راست مىگويد معجزه‌اى بياورد مانند پيامبران قبل . خداوند بر آنها رد مىكند .
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ
مىفرمايد اينها چگونه ايمان خواهند آورد و حال اينكه ايمان نياوردند پيشينيان بوسيله معجزات تا هلاك شدند . آيه
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ
اهل ذكر آل محمدند صلى الله عليه و آله
ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ
چون خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله اطلاع داد كه اهل بيت او چه خواهند ديد و كسانى كه ادعاى خلافت را مىنمايند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله غمگين شد . اين آيه را از همان جهت نازل نمود
وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
يعنى آزمايش مىكنيم آنها را . نشد باز در باره‌اش تحقيق مىكنيم خداوند اين آيه را نازل كرد
فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ
. برگشت به شرك مىكند و غير خدا را مىخواند و غير از او را مىپرستد ، بعضى از آنها مؤمن مىشوند و ايمان وارد قلبشان مىگردد و تصديق مىكند و آن شك و ترديد از ميان مىرود برخى هم به همان حالت شك باقى مىمانند و بعضى نيز بر مىگردند به شرك . اما اين آيه
مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
ظن در قرآن به دو صورت آمده است ظن به معنى يقين و ظن به معنى شك اين ظن به معنى شك است يعنى هر كس گمان مىكند كه خدا در دنيا و آخرت به او ثواب مىدهد
فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ
يعنى بين خود و خدا دليلى قرار دهد علت اينكه سبب را در اين آيه دليل معنى كرديم اينست كه خداوند در سوره كهف مىفرمايد
وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَباً
يعنى دليل
ثُمَّ لْيَقْطَعْ
يعنى بعد تمييز دهد و دليل بر اينكه ليقطع معنى تميز دهد مىشود اين آيه است
وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً
يعنى تمييز داديم آنها را پس معنى اين مىشود كه تشخيص دهد
فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ
يعنى حيله‌اش . دليل بر اينكه كيد به معنى حيله است اين آيه است
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ
چنين حيله كرديم براى يوسف تا بتواند