تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
آيه
أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا
قبيلا يعنى كثير
أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ
يعنى خانه‌اى آراسته با طلا
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
نامه‌اى از جانب خدا بياورى كه نوشته باشد نامه از جانب خدا است براى عبد الله بن ابى اميه محمد صلى الله عليه و آله راست مىگويد من او را مبعوث كرده‌ام و با او چهار ملائكه بيايند و شهادت دهند كه اين نامه از خداست . خداوند اين آيه را در رد او نازل نمود
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
. آيه
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى
كفار گفتند چرا خداوند براى ما ملائكه را به عنوان پيامبر مبعوث نمىكند خداوند مىفرمايد اگر ملائكه را بر آنها نازل كنيم ايمان نمىآورند و هلاك مىشوند . اگر ملائكه در زمين ساكن بودند پيامبر براى آنها از ملائكه مىفرستاديم . آيه
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ
گفت اگر اموال به دست مردم باشد به مردم چيزى نمىدهند از ترس تمام شدن
وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
انسان بخيل است
« عَلى مُكْثٍ »
يعنى به تدريج و با فاصله . 109 - تفسير قمى -
وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً قَيِّماً
گفته است اين كلمه‌ها مقدم و مؤخر شده است زيرا معنى آن چنين است نازل كرده بر بنده خود كتاب استوارى را و در آن كژى قرار نداده يك كلمه را بر ديگر مقدم داشته
لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ
يعنى بترساند و بر حذر دارد آنها را از عذاب خدا . و در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر عليه السلام در مورد آيه
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
يعنى خود را بكشى
عَلى آثارِهِمْ
و
أَسَفاً
يعنى از اندوه . 110 - تفسير قمى - آيه
لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا
اد يعنى عظيم
قَوْماً لُدًّا
اهل بحث و خصومت . 111 - تفسير قمى -
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
يعنى شما پيش محمد صلى الله عليه و آله مىآئيد با اينكه او ساحر است بعد مىفرمايد
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
بگو خدايم مىداند آنچه در آسمان و زمين گفته شود بعد خداوند سخن قريش را حكايت مىكند
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ
يعنى آنچه محمد صلى الله عليه و آله به ما