تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اسمهائى از نامهاى خدا گذاشته بودند مىگفتند لات از الله مشتق است و عزى از عزيز و گفته‌اند لات بتى بود كه قبيله ثقيف مىپرستيدند و عزى نيز بتى چنين بود . بعضى گفته‌اند عزى درخت بزرگى بود در ميان غطفان كه او را مىپرستيدند پيامبر خالد بن وليد را فرستاد آن را قطع كرد و اين شعر را گفت :
يا عز كفر انك لا سبحانك * انى رايت الله قد اهانك
از مجاهد و قتاده نقل شده كه منات بتى بود مربوط به هذيل بين مكه و مدينه ضحاك و كلبى گفته‌اند در كعبه بود ولى متعلق به هذيل و خزاعه و اهل مكه او را مىپرستيدند . گفته‌اند لات و منات و عزى هر سه از سنگ بودند كه در كعبه قرار داده بود و آنها را مىپرستيدند . معنى آيه اينست كه به من اطلاع دهيد آيا اين بت‌ها سود يا زيان و يا عملى انجام مىدهند كه قابل پرستش باشند و در مقابل خدا قرار گيرند بعد خدا مىفرمايد در حالى انكار مىكند اعتقاد قريش را كه ملائكه و بت‌ها را دختران خدا مىداند
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى
آيا براى شما نر است و براى او ماده
تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
اين يك تقسيم غير عادلانه است . در باره آيه
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى
اين هفت آيه در باره عثمان بن عفان نازل شده كه او از اموال خود صدقه مىداد و انفاق مىكرد . عبد الله بن سعد بن ابى سرح برادر رضاعى او گفت چكار مىكنى ؟ ممكن است فقير و مستمند شوى . گفت من گناهى انجام داده‌ام كه با اين كار مىخواهم رضا و عفو خدا را به دست آورم . برادرش گفت همين شترت را با تمام لوازم و زين و برگش به من بده تا من همه گناهان تو را بر دوش خود بپذيرم . او هم پذيرفت و شترش را داد و چند نفر را هم شاهد بر اين عمل گرفت ، ديگر صدقه نداد اين آيه نازل شد
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى
يعنى روز احد فرار كرد و جنگ را رها نمود و مختصرى بخشيد بعد قطع كرد تا اين آيه
سَوْفَ يُرى
به زودى خواهيد ديد ، عثمان باز به كار سابق خود برگشت . ناقل ابن عباس و گروهى از مفسران هستند . گفته‌اند در باره وليد بن مغيره نازل شده كه پيرو دين پيامبر ( ص ) شد مشركان او را سرزنش كردند . به او گفتند دين آباء و اجداد خود را رها كرده و آنها را به گمراهى نسبت دادى و معتقدى آنها در آتش جهنم هستند . جواب داد من از عذاب خدا ترسيدم . كسى كه او