تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
را سرزنش مىكرد ضمانت كرد كه اگر مقدارى از مالش را بدهد و از دين اسلام برگردد او عذاب خدا را به جاى مغيره تحمل نمايد . پذيرفت اما مقدارى از پولى كه ضمانت كرده بود داد ولى از پرداخت بقيه خوددارى نمود اين آيه نازل شد
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى
پشت كرد از ايمان
( وَ أَعْطى )
به دوستش داد
« قَلِيلًا وَ أَكْدى »
مقدارى بخشيد و بقيه را بخل ورزيد . مجاهد و ابن زيد . گفته شده : كه در باره عاص بن وائل سهمى نازل شده زيرا او با پيامبر در بعضى از كارها موافقت مىكرده ، سدى نقل كرده گفته‌اند در باره مردى نازل شد كه به خانواده خود گفت بار و بنه خود مرا ببنديد تا بروم پيش اين مرد منظورش پيامبر اكرم ( ص ) بود وسائل خود را برداشت و راه افتاد ، در بين راه مردى از كفار او را ديد گفت كجا مىروى ؟ گفت مىخواهم بروم پيش محمد ( ص ) شايد بهره‌مند شوم . آن مرد گفت بار و بنه‌ات را به من بده تا گناهانت را به عهده بگيرم . عطاء بن يسار نقل كرده . بعضى نيز گفته‌اند در باره ابا جهل نازل شده او مىگفت به خدا قسم محمد به ما جز مكارم چيز ديگرى نمىآموزد اين گفته اوست
وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى
يعنى ايمان به او نياورد . محمد بن كعب گفته است . القمر « 54 » :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ * وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ * وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ * حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ * فَتَوَلَّ عَنْهُمْ
« إلى قوله سبحانه » :
وَ لَقَدْ جاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ * كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ * أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ * أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ * سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ
« إلى قوله » :
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ * وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ * وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ
1 - 53 . بيضاوى در باره آيه
وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
يعنى پشت سر هم . اين آيه دليل است بر اينكه آنها قبل از اين هم آيات ديگرى را مشاهده كرده‌اند تا اين حرف را زده‌اند يا معنى
( مُسْتَمِرٌّ )
يعنى محكم كه از ماده مر . يا معنى اينست كه سحرى است بد از ماده ( استمر ) يعنى خيلى تلخ . يا منظور گذشتنى است و دوام ندارد به معنى ( مار )
وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ
منتهى به مقدارى از خوارى و ذلت مىشود يا نصرت دنيا و شقاوت يا سعادت در آخرت .
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ
يعنى ما متحد هستيم و همگى يك حرف مىزنيم
« مُنْتَصِرٌ »