داد كه محمّد بن علي ( حضرت جواد ) را به منزل خود دعوت كند . ولى امام محمّد تقى نپذيرفت و گفت ميدانيد كه من بمجالس شما نمىآيم گفت : من شما را براى صرف غذا دعوت ميكنم آرزو دارم قدم بر روى فرش ما بگذاريد و منزل ما را تبرك فرمائيد فلان كس نيز از وزيران خليفه آرزوى ملاقات شما را دارد . به منزل او رفت پس از ميل كردن مقدارى غذا احساس سم نمود مركب سوارى خود را خواست تا برود . صاحب منزل تقاضا كرد كه بيشتر تشريف داشته باشيد فرمود :
رفتن من براى تو بهتر است آن روز تا شب پيوسته حالش خراب بود استفراغ ميكرد و اسهال سخت داشت به خود مىپيچيد تا از دنيا رفت .
مناقب - ج 4 ص 379 - حضرت جواد عليه السّلام شب جمعه نوزدهم ماه رمضان در مدينه متولد شد بعضى پانزدهم گفتهاند ، ابن عياش گفته روز جمعه دهم رجب سال 195 متولد شد و در بغداد آخر ذى قعده بوسيله زهر شهيد گرديد . گفتهاند روز شنبه ششم ذيحجه سال 225 بوده در قبرستان قريش پهلوى جدش موسى بن جعفر عليه السّلام دفن شد و بيست و پنج سال داشت . بعضى گفتهاند : سه ماه و بيست روز از بيست و پنج سال اضافه بود .
مادرش كنيزى فرزند دارى بنام درّه از اهالى مريسيه ( دهى است در مصر ) بود كه بعد حضرت رضا عليه السّلام او را خيزران ناميد از فاميلهاى ماريه قبطيه بشمار ميرفت . بعضى گفتهاند ، نامش سبيكه و اهل نوبه كه به او ريحانه ميگفتند و كنيهاش ام الحسن بود .
مدت امامت حضرت جواد عليه السّلام هفده سال بود كه با پدر خود هفت سال و چهار ماه و دو روز زندگى كرد پس از پدر هيجده سال و بيست روز كم زندگى نمود در سالهاى امامت آن سرور بقيه حكومت مأمون و پس از او معتصم و واثق بود كه در زمان واثق شهيد شد . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم مجلسى در دو صفحه بعد مينويسد شهادت امام جواد عليه السلام در زمان واثق بر خلاف تواريخ معتبره است .