تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
مناقب - نقل شده همسر حضرت جواد عليه السّلام ام الفضل دختر مأمون آن جناب را بوسيله پارچه‌اى آلوده بسم از قسمت آلت مسموم كرد همين كه امام احساس سم نمود فرمود : خدا ترا بدردى مبتلا كند كه دوا نداشته باشد مبتلا به بيماري خوره در قسمت آلت تناسلى خود شد بهر طبيب كه مراجعه ميكرد دواهاى ايشان سودى نمىبخشيد به همين بيمارى از دنيا رفت ! مناقب - حكيمه دختر موسى بن جعفر عليه السّلام گفت : موقع زايمان خيزران مادر حضرت جواد كه شد حضرت رضا را خواست فرمود : در سر زايمان فرزندم باش خودت با خيزران و قابله در يك اطاق باشيد براى ما چراغى آورد و درب را بر روى ما بست همين كه حالت زايمان دست داد چراغ خاموش شد طشتى جلو او بود من از خاموش شدن چراغ غمگين شدم ناگاه حضرت جواد در طشت قرار گرفت روى پيكرش چون جامه پرده‌اى نازك قرار داشت چنان نور از آن ميدرخشيد كه اطاق روشن شد . كاملا مشخص ديده ميشد او را برداشته در آغوش گرفتم آن روكش را از پيكرش جدا كردم حضرت رضا عليه السّلام آمد و درب را گشود ما از كار خيزران فارغ شده بوديم او را گرفت و در گهواره گذاشت به من فرمود : حكيمه پيوسته كنار گهواره‌اش باش . حكيمه گفت : روز سوم چشم به آسمان انداخت بعد بجانب چپ و راست متوجه شده گفت : « اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد ان محمّدا رسول اللَّه » من وحشت زده از جاى پريدم و خدمت حضرت رضا عليه السّلام رفتم گفتم : آقا چيز عجيبى از اين كودك ديدم پرسيد چه چيز . جريان را توضيح دادم . فرمود : حكيمه عجايب زيادى از او مشاهده خواهيد كرد . ابن همدانى فقيه در تتمه تاريخ ابو شجاع وزير مينويسد : وقتى خواستند قبرستان قريش را در بغداد خراب كنند تصميم گرفتند كه ضريح حضرت جواد محمّد بن علي را نيز ويران نمايند و پيكر ايشان را بقبرستان احمد ببرند گرد و خاك خرابى و خاكستر آتش‌سوزى مانع شد كه قبر آن جناب را تشخيص