تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
ابن الرضا ( منظور حضرت امام علي النقى است ) مرا بيچاره كرده هر چه كوشش كردم كه با من بشرا بخوارى بپردازد و نديم و هم پياله من شود قبول نكرد در پى فرصتى براى اين كار بودم نصيبم نشد يكى از حاضرين گفت اگر نتوانستى ابن الرضا را بچنين كارى و ادارى اينك برادرش موسى شرابخوار و قمار باز بىباكى است كه از معاشقه و شرب خمر و بد زبانى پرهيز ندارد او را بخواه و به اين كارها بين مردم مشهور كن . مردم ميشنوند ابن الرضا چنين كرده ديگر فرقى نخواهند گذاشت بين او و برادرش كسى كه او را هم نشناسد از كارهاى برادرش بر او خورده ميگيرد . گفت : بنويسيد او را با احترام بياورند . موسى را با احترام خواستند متوكل دستور داد كه تمام بنى هاشم و سپهداران و ساير مردم باستقبالش بروند تصميم گرفت كه پس از ملاقات با او باغى بزرگ را جائزه بدهد و در آنجا برايش ساختمانى بسازند و چند نفر از ساقيان شراب و نوازندگان را در آن ساختمان جاى دهند و دستور هر نوع كمك و جايزه را برايش داد يك منزل بسيار خوب نيز برايش ترتيب داد كه صلاحيت داشته باشد خودش در آن منزل از موسى ديدن كند . وقتى موسى آمد حضرت امام علي النقى او را سر پل وصيف كه معمولا استقبال‌كنندگان آنجا يك ديگر را ملاقات ميكردند ديده سلام كرده به او احترام نمود و مراعات حقش را كرد سپس فرمود : اين مرد ترا خواسته تا آبرويت را ببرد و خوار و ذليلت كند مبادا اقرار كنى كه شراب نوشيده‌اى از خدا بترس برادر جان مرتكب گناه مشو . موسى گفت : او مرا براى همين كار خواسته من چه ميتوانم بكنم ؟ فرمود : ارزش خود را از دست مده معصيت خدا را نكن مبادا كارى كنى باعث ننگ تو شود و او جز آبروريزى تو نظرى ندارد موسى نپذيرفت . باز امام اصرار كرد و پند و اندرز داد اما او پيوسته مخالفت ميكرد . وقتى ديد قبول نميكند به او فرمود اكنون بدان آن مجلسى كه تو در نظر دارى با متوكل بنشينى برايت