ابن بابويه گفته : حضرت جواد عليه السّلام را معتصم مسموم كرد . فرزندان آن آقا امام علي النقى و موسى و حكيمه و خديجه و ام كلثوم بودند . ابو عبد اللَّه حارثي گفته فقط دو دختر بنام فاطمه و امامه داشت مأمون دختر خويش را به ازدواج او درآورد كه از او فرزندى نداشت ، علت آمدن امام ببغداد اين بود كه معتصم خليفه عباسى آن جناب را از مدينه خواست دو شب به آخر محرم سال دويست و بيست وارد بغداد شد در آنجا اقامت گزيد و همان سال از دنيا رفت .
مناقب شهر آشوب مينويسد : وقتى با معتصم بيعت شد بجستجو از حال امام جواد عليه السّلام پرداخت نامهاى بعبد الملك زيات نوشت كه امام محمّد تقى و ام الفضل را ببغداد بفرستد . عبد الملك زيات على بن يقطين را پيش امام فرستاد آن جناب آماده گرديد و بجانب بغداد رفت معتصم مقدم او را گرامى داشت و احترام كرد و بوسيله اشناس تحفههاى زياد براى ايشان و ام الفضل فرستاد بعد مقدارى شربت بالنگ كه از جهت اطمينان خاطر امام آن را با مهر خود مهر و موم كرده بود بوسيله اشناس فرستاد و گفت بگو امير المؤمنين از اين شربت گوارا جلو احمد بن ابى داود قاضى و سعيد بن خضيب و گروهى از معروفين نوشيده و ميگويد آن را با يخ ميل كنيد اين شربت تازه تهيه شده ، سفارش كرده كه شب ميل كند .
ميگويد وقتى خوب سرد شد و يخ آب گرديد سودمند است بسيار تأكيد كرد حضرت جواد عليه السّلام آن شربت را با اينكه ميدانست چيست نوشيد .
چهرهى حضرت جواد خيلى گندمگون و سبزه بود بعضى از شكاكها در مورد نسب آن جناب مشكوك شدند در مكه آن جناب را پيش قيافهشناسان و نسبدانان بردند همين كه چشم آنها به امام جواد افتاد به سجده رفتند سر از سجده برداشته گفتند واى بر شما چنين ستاره درخشان و ماه تابناك را پيش ما مىآوريد به خدا سوگند اين نازدانه داراى شرافت نسبى و نژادى پاك است كه از صلب شايسته و رحمى پاك پروريده شده به خدا اين نوباوه از اولاد پيامبر و امير المؤمنين است آن وقت حضرت جواد بيست و پنج ماه از عمرش ميگذشت .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 8
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨