فراهم نميشود تو و او هرگز نميتوانيد با هم باشيد .
راوى گفت : موسى سه سال تمام صبح زود ميرفت بدر خانه متوكل به او ميگفتند : فعلا مشغول است نميتواند ترا بپذيرد بر ميگشت فردا ميرفت جواب ميدادند مست شراب است به كسى نميرسد باز روز بعد ميرفت ميگفتند مريض است دوا خورده با همين وضع سه سال تمام را گذرانيد تا متوكل كشته شد و در يك مجلس شراب نتوانست با او همنشين باشد .
در تفسير عياشى - زرقان دوست ابن ابى داود و رفيق صميمىاش گفت :
يك روز ابن ابى داود از پيش معتصم برگشت ولى خيلى غمگين و افسرده بود .
گفتم : چه شده ؟ گفت : امروز آرزو كردم كه كاش بيست سال پيش مرده بودم پرسيدم براى چه ؟
گفت بواسطه كارى كه از اين سياه چهره پسر على بن موسى الرضا ( حضرت جواد ) در حضور امير المؤمنين انجام شد گفتم جريان چه بود ؟ گفت يك سارق را آوردند كه اقرار بدزدى خود كرده بود از خليفه درخواست داشت كه او را پاك نمايد بوسيله جارى كردن حد ، به همين جهت فقها را در مجلس خود جمع كرده بود و محمّد بن علي ( حضرت جواد ) نيز بود از ما پرسيد چه قسمت از دست دزد بايد قطع شود ؟ من گفتم : از مچ گفت : بچه دليل گفتم : زيرا دست اطلاق بر انگشتها و كف دست مىشود تا مچ خداوند در آيه تيمم نيز ميفرمايد :
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُم وَ أَيْدِيكُم
حرف مرا گروهى از دانشمندان قبول كردند .
يك دسته ديگر گفتند : بايد تا آرنج قطع شود پرسيد به چه دليل گفتند :
زيرا خداوند در اين آيه ميفرمايد :
وَ أَيْدِيَكُم إِلَى الْمَرافِق
در مورد وضو گرفتن ميفرمايد دستهاى خود را بشوئيد تا آرنج معلوم مىشود دست شامل تا آرنج مىشود .
در اين موقع رو بجانب محمّد بن على عليه السّلام كرده گفت : شما چه ميگوئيد ؟
فرمود : اينها نظر خود را در مورد دست دزد گفتند . گفت : شما را به خدا سوگند